اتحاد برای شکست پرونده سازان

اتحاد برای شکست پرونده سازان

در چند روز گذشته کاندیداهای سربریده شده از حاصل پرونده سازی بعضی ها،و نیز طرفداران بی شمارشان عزم خود را جزم کرده و به دنبال ایجاد اتحادی فراگیر برای حذف گفتمان پرونده سازی هستند.

در این راستا جبهه متحد اصولگرایان مراغه با برگزاری جلسات متفاوت، قبل از رسیدن به کاندیدای مورد وثوق خودشان،با عدم دعوت از مهدی دواتگری نماینده این دوره مجلس شورای اسلامی،عملا" از وی عبور کرده و به دنبال معرفی فردی دیگر هستند.

اینکه چه دلایلی باعث گردیده جبهه متحد اصولگرایان مراغه علیرغم حمایت از مهدی دواتگری در انتخابات مجلس نهم،در این دوره از انتخابات از وی عبور کند خود پاسخهای فراوانی به دنبال دارد.

از طرف دیگر شورای اصلاح طلبان استان آذربایجان شرقی با لحاظ نظر اصلاح طلبان مراغه،عملا" از هیچ کاندیدایی در حوزه مراغه و عجب شیر حمایت نکرده تا دست اصلاح طلبان واقعی برای عبور از نماینده فعلی باز باشد.

در این میان بعضی از کاندیداهای رد صلاحیت شده با صدور اعلامیه هایی عملا" مهدی دواتگری را عامل شرایط به وجود آمده تلقی کرده و مردم و طرفدارانشان را به حضور گسترده در پای صندوقهای رأی و "عدم رأی به مهدی دواتگری"دعوت نموده اند.

اما علیرغم ناهار و شامهایی که داده میشود و پولهایی که  که هزینه میگردد و وعده هایی که داده میشود مردم حتی اگر در این چندروز مانده به انتخابات کاندیدای خود را مشخص نکرده باشند و تصمیم نگرفته باشند که به کدام کاندیدا رأی بدهند.لااقل یک چیز را بهتر دانسته و در روز هفتم اسفند به آن عمل خواهند کرد و آن "عدم رأی به مهدی دواتگری" است.

گویا خود نماینده این دوره و طرفدارانشان وضعیت آشوب زده رأی خود را رصد کرده و نیک دریافته اند که شکست خورده این دوره انتخابات مراغه و عجب شیر مهدی دواتگری بوده و پیروز اصلی مردم خواهند بود لذا با صدور اعلامیه های مظلومیت خواهی و بسیج تمامی عوامل و یاران حداقلی شان، تلاش گسترده ای را نه برای پیروزی بلکه برای جلوگیری از پایین آمدن آرایشان از" ده هزار رأی به پایین "!!!شروع کرده اند.

اگر در صبح روز هشتم اسفند در اطلاعیه های اعلام نتایج انتخابات دوره دهم مجلس شورای اسلامی در حوزه مراغه و عجب شیر،نام مهدی دواتگری را در ردیف هشتم با 8435 رأی مشاهده کردید به چشمان خود اعتماد نموده و با تهیه دسته گلی برای عرض تبریک به ستاد کاندیدای پیروز رفته و به آینده درخشان مراغه و عجب شیر و جبران خسارات چهارسال گذشته امیدوار باشید.

ما انتقاد می کنیم،پس هستیم

ما انتقاد می کنیم،پس هستیم

 افزودن پرونده ی چند رسانه ای در وردپرس

عزیز دل برادر:

تند سخن مي گويي و لحن و ادبيات كلامت چنان است كه گويي مستمعين فرزندان تو هستند. فقط مانده است كه از پشت تريبون برآيي و دست بر سر آن ها هم بكشي! آرام باش،‌ آرام بگوي. واژگان عوام پسند در خدمت گفتار مي آوري اما تماميت خواهانه سخن مي گويي. چنان از كرده هايت مي گويي كه گويي پيش از تو كسي اين بار را فرسنگي پيش نياورده است. شنيده ام در مجالس كوچك تر و محدودتر لحن كدخدامنشانه داري و يك كلامت، دو« من» دارد. شنيدم كه گفتي نماينده ي پابرهنه ها هستي. آقاي نماينده! دوران اين ادبيات و اين گفتمان تمام شده است و ديدي و ديديم كه برخي با اين ادبيات چه گلي بر سر مملكت زدند. به راستي مگر تا كي قرار است ما پابرهنه داشته باشيم و فقط آنها نماينده داشته باشند. آيا قرار نيست با اين همه ثروت خدادادي ديگر پابرهنه نداشته باشيم؟ در دهه چهارم انقلاب هستيم، نه داشتن « پاي برهنه » برازنده ي ماست و نه « كاخ نشين». اما داشتن بهترين خانه ها و بهترين امكانات و بهترين سرانه هاي زندگي حق تك تك شهروندان اين مملكت است. ديدي و ديديم در انتخابات اخير كه مردم حتي در روستاهاي فقير و محروم هم از اين گفتمان عبور كرده اند.

مي بيني كه صداي اعتراض دارد بيشتر و بلندتر مي شود. قرار نيست همه قراولان ستادت را ميزدار كني، قرار نيست در حوزه انتخابيه ات دولت خودمختار تشكيل دهي، قرار نيست هر نماينده در حوزه انتخابيه اش « آتابَي » باشد و دولت اتابكان تشكيل دهد. شما بايد مردم منطقه را در مجلس نمايندگي كني، به نمايندگي از آن ها در قانونگذاري مشاركت كني و به نمايندگي از آن ها در كار مملكت نظارت كني. شما فرنشين مردم نيستي، شما جانشين مردم هستي و تك تك مردم رئيس شما هستند.

تنها يك كرسي هست كه مردم آن را به تو سپرده اند و آن هم از قضا در حوزه انتخابيه ات نيست. همه ميزهاي اين منطقه متعلق به دولت است. خودت بهتر میدانی که برای گماردن قراولانت در مناصب دولتي مجبور بوده اي در خيلي جاها از حقوق موكلانت چشم پوشي كني. تغييرات مديريتي تا اينجاي كار مورد رضايت مردم نيست. آن ها كه آمده اند از آن ها كه رفته اند، به ميانگين ضعيف هستند.

مردم حق دارند حرف بزنند حتي حرف مفت: « هر وقت رجال يك مملكت جنبه شنيدن داشته باشند، مملكت آباد مي شود. حتي حرف مفت». از « انتقاد » نگويم كه معنايش روشن است و به نظر من مترادفي از؛ « امر به معروف و نهي از منكر» است.

مردم حق دارند نماینده خود را زير سؤال ببرند و از وی انتقاد كنند. چون ملك خود را به او سپرده اند و اگر غفلت كنند، ممكن است وکیل شان بيراهه رفته و فساد كند. جامعه مدني بر زيرساخت حقوق بشر استوار است و شاه كليد حقوق بشر، آزادي بيان است. بيان آزاد است چه درست و چه نادرست. چون شهروند نمي تواند قبل از حرف زدن پي به درستي يا نادرستي بيانش ببرد. همه بايد حرف شان را بزنند تا حرف هاي ناصواب عقب نشيني كنند و حرف هاي حساب به كرسي بنشينند. هيچ كس نبايد از حرف زدن به اين خاطر كه ممكن است نادرست باشد، واهمه داشته باشد. امام علي (ع) مي فرمايد؛ « اگر کسی در جامعه‌ای نتواند بدون دغدغه سئوال خود را طرح کند، این را باید نشانۀ مرگ آن جامعه دانست».

برخي ها مي گويند؛ انتقاد بايد سازنده باشد. خُب معلوم است اساساً انتقاد سازنده است و ما انتقاد غيرسازنده نداريم. شايد برخي انتقاد را با چيزهاي ديگر اشتباه مي گيرند اما انتقاد، انتقاد است، حتي يكي مي گفت؛ انتقاد بايد با پيشنهاد همراه باشد. عجب! شهروند و منتقد بيچاره حالا بايد دنبال پيشنهاد هم باشد كه اگر پيدا نكرد، نبايد انتقاد كند. هرچند كه منتقد اگر پيشنهاد هم داشته باشد، بهتر است. حتي مي گويند رسانه و يا شهروند اگر عيب مسئول را مي گويد، حسنش را نيز بگويد. هشدار عيب مسئول واجب است اما اعلام حسن او واجب نيست. يك نماینده انواع رسانه در اختيار دارد براي تكرار حسن هايش،‌ منتقد كه ايراد را ديد، بايد بگويد حالا اگر ابزار حسن شناسي مسئول را نداشت، نبايد ايراد را بگويد؟ نه! همين كه ايرادي را گفته است، كار بزرگي كرده است. حسن ها هستند فرار كه نمي كنند، ايراد را بايد گفت كه اگر بماند بزرگتر مي شود.

مخلص کلام اینکه چاره کار پرونده سازی نیست.همین...

بهانه

بهانه

 ای عشق همه بهانه از توست

همين كه نعش درختي به باغ مي افتد

بهانه باز به دست اجاق مي افتد

حكايت من و دنيايتان حكايت آن

پرنده ايست كه به باتلاق مي افتد

عجب عدالت تلخي كه شادماني ها

فقط براي شما اتفاق مي افتد

تمام سهم من از روشني همان نوريست

كه از چراغ شما در اتاق مي افتد

به زور جاذبه سيب از درخت چيده زمين

چه ميوه اي ز سر اشتياق مي افتد؟!

هميشه همره هابيل بوده قابيلي

ميان ما و شما كي فراق مي افتد؟

خوش باش که ظالم نَبرد بار به منزل

خوش باش که ظالم نَبرد بار به منزل

  بررسي رابطه بين عدالت سازمانی با تعهد سازماني كاركنان

شنيده‌ايم سنگ پراني مي‌كردند.

آتش زدن‌هاي عصر عاشورا را كه ديگر همه شنيده‌اند.

پيشتر‌ها شنيده‌ بودم مسجدي با نام ضرار ساختند تا آنچه پيامبر در مسجد مسلمين مي‌آموزد و مي‌گويد تحت‌الشعاع قرار گيرد.

انگار همين روزها بود كه به نام خونخواهي از عثمان، پيراهنش شده بود مظهر تسويه حساب با علي(ع) و چه درايتي نمود مولي كه فرزندان خود را براي نگهباني از جسد عثمان به ميدان فرستاد و چه تيزبيني به خرج داد مولي كه دستور داد مراسم با شكوهي براي خليفه ناحق مسلمين بگيرند.

هم آنها كه خود با زور شمشير و با وجود مقاومت امير مؤمنان، علي(ع) را بر كرسي امامت مسلمين نشاندند،هم اينكه به واسطه عدل علوي دست خود را از دنيا كوتاه ديدند، انواع و اقسام جنگها را ترتيب دادند تا علي(ع) به جاي انديشيدن به مسلمين و جامعه اسلامي درگير مبارزه با ناكثين و... گردد؛ و دريغ و افسوس تاريخ براي ما آيندگان بماند كه چرا مظهر دانش ازلي و ابدي نتوانست حكومت اسلامي را برقرار كند، آنهم در مواجهه با فريب‌خوردگان زر و زور و تزوير.

بازخواني تاريخ نشان مي‌دهد كه شمرـلعنت‌الله عليه- در جنگهايي در كنار علي بوده است ، آنهم به واسطه مطامع دنيايي و بر اساس نسبهاي فاميلي، اما آنگاه كه حقيقت گم مي‌شود فرمانده سپاه علي(ع) مي‌شود قاتل فرزند صالح او.

آنچه از تاريخ گفتيم ذره‌اي از خروارها نمونه‌هاي تاريخي است كه كساني به اسم آخرت و به رسم دنيا بر عدالت خروج نموده‌اند.

تاريخ را فقط براي دانستن ننوشته‌اند، كه درس گرفتن از تاريخ مهمتر از حفظ كردن برخي سالها و اسمهاست،

تكرار تاريخ اگرچه درس بزرگي است اما پيشگيري از برخي تكرارهاي ناپسند درس بزرگتري است.

به هر حال تاريخ اسامي بسياري را به خاطر خواهد سپرد كه آيندگان در موردشان قضاوت خواهند كرد ، آيندگاني كه بواسطه نبودن در ميدان دنياخواهي، قدرت تصميم گيري بهتري دارند و در غبار سفسطه‌ بافي‌هاي اهالي زر و تزوير گرفتار نيستند ، آنان كه براي چرب و شيرين ناماندگار دنيا و برای ابلاغهای کاغذی که کمتر از یک ماه از ارزشش نمانده  ویا در مقابل برج نشین های چهارساله دو هفته مانده،بر  وجدان خود خروج كرده‌اند و آنان كه در گودال دنياطلبي، قاتل حقیقت بوده و هستند، در قضاوت تاريخ شناسنا‌مه‌دار خواهند شد ، هر چند كه در اين روزهاي سخت تصميم گيري خود را حق دانستند و ديگران را باطل.

آيندگان در تاريخ با اسمها، مرامها را به خاطر مي‌آورند و اتفاقاتي را گوشزد خواهند كرد كه آفتابها را از پشت ابر ندانستن‌ها بيرون رانده‌اند،

افسوس كه از این غضنفرهای پلاسیده در پشت سر ابلاغهای تاریخ گذشته و ابلاغ سواران  چند ده روز مانده در آن روزهاي هويدا شدن مردان نامرد ،نامی جز کوتوله،اخراجی،غضنفر،دزد و.... نخواهد بود وشاید از طناب جد بزرگشان بر اینها هم صله ای برسد و خلاصی یابند!!

 طعنه ی خلق و جفای فلک و جور رقیب

                                      همه هیچند اگر، یار موافق باشد

دعوت به "مناظره"

دعوت به "مناظره"

مناظره

بسم الله الرحمن الرحیم

وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ

(و آنان که ظلم و ستم کردند به زودی خواهند دانست که به چه کیفرگاهی بازمی گردند.)

آقای مهدی دواتگری نماینده این دوره شهرستانهای مراغه و عجب شیر در مجلس شورای اسلامی

باسلام

اگر خاطرتان  یاریگرتان  باشد  در زمان تبلیغات  انتخاباتی  هشتمین  دوره مجلس شورای اسلامی، تقاضایی  از طرف  شما  مبنی  بر دعوت آقای سید مصطفی سید هاشمی نماینده وقت مجلس، برای مناظره  در اختیار  افکار عمومی  قرار گرفت که از طرف  صاحبان  اندیشه  امری پسندیده و قابل تأمل به حساب آمد.

اکنون و در آستانه انتخابات  دهمین دوره مجلس شورای اسلامی،اینجانب  به عنوان شهروندی  از حوزه  انتخابیه مراغه وعجب شیر برای شفاف سازی شعارهای عمل نشده،جلوگیری از انحراف افکار عمومی و آسیب شناسی آنچه که در چهار سال گذشته تحت عنوان "عملکرد " برای مردم  ارائه  نموده اید، شما را  برای حضور در جلسه "مناظره" ای که در هر یک از شهرستانهای مراغه و عجب شیر و در حضور خیل وسیع فرهیختگان و دوستداران توسعه وپیشرفت این دو شهرستان و در جایگاهی عمومی (دانشگاهها،مساجد و...) برگزار خواهد شد، دعوت می نمایم.

بی تردید جهت رعایت شرایط شما به جهت حضورتان در جلسات و برنامه های تبلیغاتی، تعیین  زمان و مکان این دو مناظره به شما محول می گردد.

امیدوارم در جهت احقاق حقوق حقه اهالی متدین منطقه فرهنگ خیز،فرهنگ گستر،ولایتمدار و   درعین حال مظلوم و محروم شهرستانهای مراغه و عجب شیر و جهت آگاه سازی همگان از آنچه  که در چند سال اخیر دراین دو شهرستان صورت گرفته است، این دعوت را اجابت فرمایید.

                                                                                                                                                                          سید اسلام فیاضی

                                          شهروند حوزه انتخابیه مراغه و عجب شیر

 

گفت و شنود!!!

گفت و شنود!!!

گفت و شنود/موضوع:تقصیرات تابش

گفتم:علیرغم اینکه صدها دختر و پسر عجب شیری با داشتن مدرک لیسانس و فوق لیسانس بیکارند چرا آقازاده ها با پارتی بازی در آب و فاضلاب و دیگر ادارات مشغول به کار می شوند؟

گفت:ما اهل پارتی بازی نیستیم.دلیل اینکه داداشمون از بانک به دانشگاه علوم پزشکی آمد این بود که در مراغه کسی بیکار نبود تا استخدامش کنیم!!!

گفتم:چرا کانال پساب کارخانه کاوه سودا به سوی عجب شیر هدایت شده ولی حاج ابراهیم عسگریان صاحب کارخانه،درمانگاه خیریه اش را در بناب احداث نموده و میلیاردها ریال کمک مالی را به اهالی شهرستان بناب می نماید؟

گفت:برای اینکه در گذشته و در زمان نمایندگی سید مصطفی سیدهاشمی هم دانشکده پرستاری را از عجب شیر به مراغه بردند!!!

گفتم:چرا در سفر ریاست جمهوری به استان آذربایجان شرقی،ریالی به شهرستان عجب شیر داده نشده است؟

گفت:به مراغه هم نداده اند.مگر اشکالی دارد!!!

گفتم: میگویند یکی از نمایندگان اسبق هم از نماینده این دوره حمایت می کند؟

گفت:اون بنده خدا اگر رأی داشت خودش کاندیدا می شد.!!!

گفتم:چرا درمانگاهی که توسط دکتر نجفی تصویب شده بود را چهارسال کلنگ نزده اند تا در زمان تبلیغات از آن بهره برداری کنند؟

گفت:ما مشغول بررسی پروند راننده مست سفارت عربستان بودیم.خبر نداریم.!!!

گفتم:چه شده است که دیگر یاران دیروزی نماینده در کنارش نیستند؟

گفت:شما که تبلیغات شرکت مخابرات را دیده اید که می گوید: 1=55  حالا هم یک عموغلی مساوی کل عجب شیر!!!

گفتم:ساختن سردخانه در کدام قسمت وظایف نماینده پیش بینی شده است؟

گفت:همون جایی که پرونده سازی برای مخالفان پیش بینی شده است!!!

گفتم:چرا بیمارستان عجب شیر که قرار بود در سال 1394 به بهره برداری برسه،پیشرفت چندانی ندارد؟

گفت: بخدا قسم در جریان خلع ید پیمانکار بیمارستان عجب شیر ،سودی عاید من نشده است.من خبر ندارم.!!!

گفتم:چرا اتوبان تبریز-میاندوآب فقط در محدوده شهرستان عجب شیر ناقص مانده و تکمیل نشده است؟

گفت: عوضش جاده باغ عموغلی شن ریزی شده و گازرسانی هم شده است.!!!

گفتم:چرا تنها بعضی از ادارات عجب شیر به کارگاهی برای آموزش روسای بدون تجربه تبدیل شده است؟

گفت:منم بی تجربه ام مگر اشکالی دارد؟یاد می گیریم.!!!

گفتم:چرا اکثر مدیران شهرستان عجب شیر مراغه ای و یا غیر بومی هستند ولی در مراغه رییس هیچ اداره ای ،عجب شیری نیست؟

گفت:برای اینکه من با شعار (عدم رأی به کاندیدای عجب شیری) نماینده شده ام. الان نمیتوانم یک عجب شیری را رییس اداره کنم.!!!

گفتم:چرا مدیران غیربومی ادارات عجب شیر ساکن این شهرستان نیستند؟

گفت: آب از سرچشمه گل آلود است.برو از فرماندار بپرس البته در وقت اداری!!!

گفتم:چرا نماینده به جای داشتن عملکرد،به مخالفان پرونده سازی می کند؟

گفت:فعلا" نانشان از پرونده سازی در می آید.!!!

گفتم:مگر نماینده نگفته بود که اجازه نخواهد داد فرماندار مراغه ای به عجب شیر بیاید،پس چه شد؟

گفت:دیگر پینوکیوها هم بی اثر شده اند چون عمل جراحی بینی کرده اند.بینی شان با هر دروغی دراز نمی شوند.!!!

و...

پرونده سازی در" ایکی ثانیه "

پرونده سازی در" ایکی ثانیه "

قانون جدید مجازات اسلامی‌و پرونده شخصیت
 

امروزه اغواگری و تبلیغات بیش از پیش در بازارهای مختلف سیاسی ، اقتصادی و حتی آموزشی و... مشهود است به طوریکه هریک سعی در قالب کردن کالای خاص خود به مخاطب را دارد .بازار سیاست نیز فارغ از این موضوع نیست و در این بازار همچون سایر بازارهای رایج، شاهد اغواگری و تنازیهای سیاسی و عوامفریب هستیم.

درجریان پخش برنامه فیتیله ،مهدی دواتگری نماینده این دوره مراغه و عجب شیر در مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای به عباس جعفری دولت‌آبادی دادستان عمومی و انقلاب تهران از مسئولان سازمان صداوسیما شکایت کرد و خواستار تعقیب و مجازات مسئولان و عوامل دخیل در تولید و پخش برنامه «فیتیله» شد.

حال بعد از گذشت بیش از سه ماه از این شکایت نامه،مردم مدام از همدیگر می پرسند نتیجه این شکایت چه شد؟

آیا نوشتن این نامه برای عوام فریبی بوده است؟

در حالی که ایشان برای مخالفان خود در عرض " ایکی ثانیه " پرونده سازی می کند چرا این شکایت به نتیجه نرسیده است؟

و...

امیدواریم با تغییر نماینده مراغه و عجب شیر در مجلس دهم،دیگر شاهد بازی با احساسات مردم و عوامفریبی نباشیم.

حضرت علی(ع) می فرماید:                                                        

وَ اللَّهِ مَا مُعَاوِیَةُ بِأَدْهَى مِنِّی وَ لَکِنَّهُ یَغْدِرُ وَ یَفْجُرُ وَ لَوْ لَا کَرَاهِیَةُ الْغَدْرِ لَکُنْتُ مِنْ أَدْهَى النَّاسِ وَ لَکِنْ کُلُّ غَدْرَةٍ فَجْرَةٌ وَ کُلُّ فَجْرَةٍ کَفْرَةٌ وَ لِکُلِّ غَادِرٍ لِوَاءٌ یُعْرَفُ بِهِ‏ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ اللَّهِ مَا أُسْتَغْفَلُ بِالْمَکِیدَةِ وَ لَا أُسْتَغْمَزُ بِالشَّدِیدَةِ

 ترجمه

سوگند به خدا، معاویه از من سیاستمدارتر نیست، امّا معاویه حیله‏گر و جنایتکار است  اگر نیرنگ ناپسند نبود من زیرک‏ترین افراد بودم، ولى هر نیرنگى گناه، و هر گناهى نوعى کفر و انکار است، روز رستاخیز در دست هر حیله‏گرى پرچمى است که با آن شناخته مى‏شود. به خدا سوگند، من با فریب کارى غافلگیر نمى‏شوم، و با سخت‏گیرى ناتوان نخواهم شد.

نکته :

 امام (ع) با بیان این نکته هر نوع نیرنگ وعوام فریبی (دماگوژی) را محکوم می کند هر چندبرای اهداف مقدس باشد.

خداحافظ مهدی دواتگری

خداحافظ مهدی دواتگری

 خودکار کریستال بیک

چند مدتی است که داستان وداع لیدرها و طرفداران مهدی دواتگری نماینده این دوره مراغه و عجب شیر در مجلس شورای اسلامی نقل محافل است و هر کس با توجه به اطلاعات وزمینه های ذهنی خودموضوع را به دلخواه تحلیل می‌کند، اما به راستی چرا خداحافظ مهدی دواتگری ؟
چراکسانی که بعضا از نزدیک‌ترین افراد به وی بودند درحساسترین روزهای زندگی سیاسی‌اش بی وفایی کردند ورفتند؟
بی تردید در زمینه مسایل سیاسی و اجتماعی "زمان" فاکتور قوی و مهمی است تا به واسطه آن تواناییها و میزان تبدیل شعارهای فرد به شعور اثبات گردد.

همگان نیک می دانند که رأی مراغه ایها به مهدی دواتگری در انتخابات مجلس نهم حاصل ایجاد فضای احساساتی و جنگ زرگری مراغه ای_عجب شیری بود تا بواسطه آن بتوانند دکتر یوسف نجفی نماینده تلاشگر عجب شیری را از صحنه به دور کنند .

در شهرستان عجب شیر هم  از 10000 رأی، مهدی دواتگری،8 هزار رأی همانهایی بود که در انتخابات مجلس هشتم به کاندیدایی به غیر از دکتر نجفی (سیدهاشمی،باقرپور،دواتگری،صالحی،سلطانی و...) رأی داده بودند و 2000 رأی هم به صورت سلبی و به دلیل عدم وصول مطالبات شخصی شان از دکتر نجفی،به مهدی دواتگری رأی داده بودند.

اما با گذر زمان برای همه این مسئله شفاف و آشکار گردید که اشتباه بزرگی صورت گرفته و حوزه مراغه و عجب شیر به مراتب از ریل توسعه و پیشرفت خارج شده و در چهارسال گذشته با پسرفتهایی مواجه گردیده و حتی اقدامات نیک نمایندگان قبلی هم مسکوت گذاشته شده است.

حال علیرغم رد صلاحیت غالب کاندیداهای مطرح این حوزه،نه تنها این رد صلاحیت ها در رأی و نظر مردم برای حذف مهدی دواتگری اثری نگذاشته بلکه روزبه روز شدیدتر شده و برای تغییر نماینده فعلی مصرانه تلاش می کنند.

گویا سخن مسافر یکی از تاکسی ها که به طنز گفته بود "برای برون رفت از وضعیت موجود،حتی اگر مجبور باشیم به خودکار بیک هم رأی خواهیم داد."بهتر جلوه گر می شود.

آری از هم اکنون می توان با قاطعیت گفت:

خداحافظ مهدی دواتگری

تقوا

تقوا

 تقوا و پرهیزکاری

بسیاری از مردم امور اجرایی را جزء وظایف نماینده مجلس می‌دانند واین یکی از عوامل اصلی ایجاد روحیه سهم خواهی و مطالبه از نمایندگان توسط مردم می‌باشد و همین نا‌آگاهی زمینه ساز سوء استفاده بعضی از کاندیدا‌ها و حتی نمایندگان موجود در مجلس شده است تا با عوام فریبی شأن نمایندگی را تا در حد وظایف یک بخشدار و یا فرماندار پایین بیاورند در حالی که این وظایف بر عهده دستگاه‌های دولتی و قوه مجریه می‌باشد و مهم‌تر اینکه نمایندگی در وهله اول یک مقام ملی است چون بر اساس اصل ۶۷ قانون اساسی، نمایندگان به گونه‌ای سوگند یاد می‌کنند که به معنای نمایندگی از طرف همه مردم کشور است نه حوزه انتخابیه‌ای خاص، البته این به معنای نفی ارتباط نمایندگان با مردم حوزه انتخابیه خود نیست.

از مهم‌ترین وظایف نمایندگی، قانون‌گذاری، نظارت، سؤال، استیضاح، تصویب بودجه سالانه می‌باشد. حال اگر واقعیت موجود در جامعه ما را در نظر بگیریم نه تنها این وظائف قابل اهمیت نیستند بلکه مطالبات فردی و سهم خواهی روند حمایت از کاندیدا و چگونگی ورود به مجلس را مشخص می‌کند تا جائیکه یکی از اهرمهای توانایی ورود به مجلس مصداق ضرب المثل هر که بامش بیش برفش بیشتر می‌باشد یعنی تطمیع افراد با استفاده از روش‌های مختلف جهت کسب رأی، واین ابزار شیوه‌های متفاوتی دارد که با توجه به توانایی افراد حمایت کننده سهم خواهی نیز سلسله مراتب دارد بزرگان پست و منصب‌های بزرگ‌تر را مطالبه می‌کنند و چه بسا بعضی از افراد که اشتهای کمتری دارند وعده 2 میلیون تومان وام آن‌ها را راضی و خشنود کند.

در این میان اگر شخصی با تنها ادعای قانونمندی و تمکین به قانون وارد عرصه شود با میزان مقبولیت کمتری مواجه خواهد شد. مضافاً اینکه اگر مردم شامه قوی داشته باشند و بفهمند که به نان و نوایی نخواهند رسید این شخص اگر بسیار متخصص و کاربلد هم باشد ره به جایی نخواهد برد. و از عجایب شگفت آور این است که بعضی از سهم خواهان با تمام قدرت وشدت و حدت از یک کاندیدا حمایت می‌کنند و توانمندی و استعداد بی‌نظیر وی را با صدای بلند و رسا ندا می‌دهند اما همین که به منصبی نرسند با چرخش ۱۸۰ درجه به حمایت از کاندیدای رقیب برخاسته و به تخریب شخص قبلی می‌پردازند و چه بسا بعد از عدم وصول مطالبات به نحو دلخواه دوباره به سراغ کاندیدای اول عنایت و توجه می‌کنند. وا مصیبتا؟؟ اما علت چیست؟ چاره چیست؟ تقوا تقوا تقوا.

الوداع!

الوداع!

 http://simpleicon.com/wp-content/uploads/cry.png

یک ماه بعد در چنین روزی نماینده قدیم یالقوزآباد سفلی که تنها هفت درصد دوره قبلی رأی آورده و در بین بیست و یک کاندیدا،دوازدهم شده است، با چشم گریان در راهروی مجلس دیده میشود که دارد بر روی دیوار مجلس یادگاری می نویسد.

وی بعد از اتمام کارش،عکسی از دیوار نوشته اش می گیرد که محتوای آن به نظرتان می رسد:

 می روم با قلب خسته ،چشم گریان، الوداع!

می روم آشفته و سر در گریبان ، الوداع!

ای بهارستان که از داغت خزانستان شدم

بلبلی بودم که رفتم از گلستان، الوداع!

من نمی دانم چه کردم غیرِ خدمت به داداش

کاندرین دوره شدم  مغضوب دوران، الوداع!

ما برای رقبا  پرونده سازی کرده ایم

چون نشد پرونده ها درمان هجران ، الوداع!

از چه رو رأی من بدبخت گردید هفت هزار!

پس چه شد آن دبدبه و کبکبه هان!الوداع

گفته بودند این جمالات و جلالات،حلّه کار

حل نشد لیکن کجا رفتند آنان!الوداع

ریخت آرای من دلخسته همچون اشک من

شد از آن ریزش، دو چشمم اشک ریزان، الوداع!

سفره ی رنگین ما را خون دل رنگین نمود

حال با حسرت بگویم:خوان الوان، الوداع!

«ای عموغلی این سووالم را جوابی ده کنون»

می شود در دور بعد این مشکل آسان؟ الوداع!

پس چه شد آن ناصر و سیار و قاسم خان جان!

گشته گویا ماست من شل تر ز جورتان!الوداع

بعد از این آخر چسان بینم تو را در  زیر غیر(!)

صندلی جان ،صندلی جان، صندلی جان، الوداع!

عکس ما را از برای یادبود آنجا نهید

پیش آن یک دستۀ گل، ای رفیقان، الوداع!

"نـــازنــینا ما به نــاز تــو جـــــوانی داده ایـــم"

ناز تو باشد برای نا رفیقان،الوداع!

یا مالک! اشعر قلبک

یا مالک! اشعر قلبک

"و اَشعِر قلبک الرَّحمة لِلرّعیّة و المحبّة لهم و اللُّطفَ بهم" این بخشی از نامه‌ی حضرت امیرالمومنین(ع) به جناب مالک اشتر نخعی است که به ایشان امر می کنند "رحمت و محبت و لطف به مردم را پوشش دل خود قرار ده".

«شِعار» به لباس بالا تنه‌ای گفته می‌شود که به بدن می‌چسبد مانند زیر پیراهن. استفاده از کلمه‌ی «اشعر» در «اشعر قلبک» به جای کلمات معادل دیگری در معنای " امر به پوشیدن" مانند "استر"، به این علت است که رمز بزرگی در کلمه «اشعر» نهفته است و بیانگر این نکته است که در مکتب اسلام هر خدمتی مورد قبول نيست و تنها خدمتی پذیرفته است که از «ته دل» و همراه با رحمت و محبت و لطف باشد. «اشعر قلبک» فرمانی است که در هیچ قانون نوشته و نانوشته‌ی بشری و در هیچ اعلامیه‌ی حقوق بشری یافت نمی‌شود. چرا که عقل بشر مدرنیته، که خدای قانون‌نویسانِ سودمحورِ جهان امروز است، چه می‌داند "قلب" چیست؟ پیامبران آن مکتب به ادعای خودشان چیزی جز «پول و لذت» نمی‌شناسند. اما در جامعه‌ای که داعیه‌دار حکومت اسلامی است، ماجرا به گونه ی دیگریست.

نقل کرده‌اند در زمان تصدی پست شهرداری ارومیه توسط شهید آقا مهدی باکری سیلی در ارومیه آمد که باعث آبگرفتگی بسیاری از معابر و منازل شد. آقا مهدی بدون خدم و حشم به یکی از محلات محروم ارومیه رفتند و چکمه پوشیدند و بیل به دست گرفتند و وارد خانه‌ی پیرزنی شدند و گل‌ولای حاصل از سیلاب را از خانه‌ی پیرزن خالی کردند و موقع اتمام کار هم در مقابل نفرین‌های پیرزن به شهردار ارومیه که چرا به فکر ما نیست، تنها به طلب مغفرت برای شهردار و دعا برایشان اکتفا کردند؛ یا نقل کرده‌اند که در یک روز داغ تابستانی آقا مهدی برای بازدید از روند آسفالت کردن خیابان‌ها، سر پروژه‌ای حاضر می شوند، البته بدون تشریفات، و خودشان چندساعتی مانند یک کارگر ساده و سخت‌کوش همراه دیگر کارگرها کار می‌کنند تا به عنوان مسئول از نزدیک و از «ته دل» سختی کار آنها را درک کنند و کسی هم متوجه نمی‌شود که ایشان شهردارند و در آخر کار پی به قضیه می‌برند. یقینا اقدامات فراوانی از طرف این شهید بزرگوار انجام گرفته که یا نقل نشده و یا بین خود و خدایشان مخفی مانده و کسی خبر نداشته تا نقل کند و متاسفانه بُعد مدیریتی این مردان بزرگ، که مسئولین عصر خود بودند، مهجورتر از دیگر ابعاد زندگی‌شان است. اما، در خانه اگر کس است یک حرف بس است...

اگر تک تک مسئولین عامل به «اشعر قلبک» شوند آیا فرصتی برای جنگ زرگری باقی می‌ماند؟

امیرالمومنین(ع) در همان نامه و ادامه‌ی همان امر می‌فرمایند " و لا تکونَنَّ علیهم سَبُعاً ضاریاً تَغتنِم اَکَلهُم ، و با آنان (مردم) چونان حیوان درنده‌ی آماده شکاری نباش که خوردنشان را غنیمت شماری"

از " ابرهای مصنوعی " تا "تنفس مصنوعی "

از " ابرهای مصنوعی " تا "تنفس مصنوعی "

 

ابر

 

این روزها در بعضی از محافل سیاسی-اجتماعی و بعضا"عمومی این سخن از طرف طرفداران حداقلی مهدی دواتگری نماینده این دوره مجلس شورای اسلامی به صورت برنامه ریزی شده و با شگردهای خاص و کاملا" خزنده به افکار عمومی تزریق می شود که در نبود کاندیداهای موثر و مطرح رد صلاحیت شده نظیر احمد اسدزاده،علی باقرپور آذریان و مهناز نازلیان ،بازهم اقبال عمومی به نفع مهدی دواتگری خواهد بود و وی دوباره نماینده خواهد شد.!!!

از منظر روانشناختی و تجربه سیاسی انتخابات مختلف در کشورمان چنین برداشت می شود که امکان تحقق این فرضیه در حد صفربوده و یاران حداقلی نماینده فعلی،با زرنگی کامل و با رصد فضای انتخاباتی و رأی شهرستانهای مراغه و عجب شیر می خواهند با بارور نمودن "ابرهای مصنوعی رأی"و از طریق تضعیف روحیه مخالفان حداکثری خود و به تبع آن ترغیب و روحیه دهی به یاران حداقلی شان و با ایجاد گسست در ستادهای انتخاباتی رقبا،بتوانند تا آخرخط پایان بازی انتخابات در صحنه بمانند.

با بررسی سابقه انتخابات مختلف چنین مشاهده گردیده است که بازیابی توان رقابت انتخاباتی برای کاندیداهایی میسر است که از حداقل پتانسیلهای لازم برخوردار بوده باشند وبدون وجود این حداقل ها دیگر امکان زنده نمودن مرده های انتخاباتی مقدور و امکان پذیر نیست.

به ضرس قاطع می توان اذعان نمود که برای مهدی دواتگری سازمان رأیی وجود ندارد تا بتوان آنرا دوباره احیاء نمود چرا که آرای وی در انتخابات گذشته حاصل دیدگاه سلبی مراغه ای ها بر علیه عجب شیریها و کاندیدایشان بوده است و امروزه اولا" فضای انتخابات 1390 حاکم نبوده و ثانیا"در گذر زمان مردم سره ها را از ناسره ها تشخیص داده و حضور صدها تن از نخبگان، بزرگان، اعضای شورای شهر، فرهنگیان،دانشگاهیان،بازاریان و... مراغه ای در آخرین روز ثبت نام کاندیدها در منزل پدری دکتر یوسف نجفی و در خواست از وی برای ثبت نام در این دوره،خود گواه آشکاری بر شکست سناریوی طراحی شده چهارسال قبل بوده و مردم مراغه و عجب شیر اینبار نه با احساسات بلکه با نگرشی واقع گرایانه رأی خواهند داد.

از طرف دیگر بسیاری از یاران انتخاباتی مهدی دواتگری با ترک ستاد وی،امروزه خود در ستادهای انتخاباتی رقبایش حضور داشته و بر علیه وی فعالیت می نمایند.

عملکرد چهارسال گذشته مهدی دواتگری در کسوت نمایندگی مجلس طوری بوده است که مردم به فردی به غیر از وی برای جلوس به صندلی سبز پارلمان دهم می اندیشند.چرا که مراغه و عجب شیر نه تنها پیشرفت هایی نسبت به دوره های قبل نداشته بلکه پسرفت هایی هم به وجود آمده است.

پروژه های عمرانی که در زمان نمایندگان قبل بخصوص دکتر یوسف نجفی شروع شده و می بایست طبق برنامه های مصوب تا پایان سال 1394 به اتمام برسد نه تنها تکمیل نگردیده بلکه در بعضی مواقع راکد مانده است.

پروژهایی که در زمان دکتر نجفی در سیستم بودجه ریزی کشور صاحب ردیف اعتباری ویژه شده و آنچنان شفاف و روشن و بزرگ بودند که گذر زمان،ایجاد فضای غبارآلود و جو روانی عمیق هم مانع دیده شدن آنها نشده است. (منطقه ویژه اقتصادی مراغه،بیمارستانهای مراغه و عجب شیر،فرودگاه مراغه،پایاب سدها،گمرگ،نیروگاه،راههای مواصلاتی،کارخانه ها و کارگاههای صنعتی،شهرکها و ناحیه های صنعتی و...)

از طرف دیگر مطمئنا" در فضای عمومی حوزه انتخابیه،طرفداران و خود کاندیداهای رد صلاحیت شده هدف اولشان از حضور در کارزار انتخاباتی،حذف نماینده فعلی می باشد و در صورت عدم وجود فضای رقابتی ناشی از رد صلاحیتها،این کاندیداها و طرفدارانشان نه تنها به طرف مهدی دواتگری برنخواهند گشت بلکه با عزمی راسخ تراز قبل و برای جبران بداخلاقی های صورت گرفته از ناحیه وی برعلیه کاندیدایشان،حول محور یکی دیگر از کاندیداها جمع شده و تمام توان خود را صرف حذف نماینده فعلی خواهند نمود.

مخلص کلام اینکه اگر فردی از بلندی سقوط کرده و سیستم تنفسی اش آسیب ببیند میتوان با نفس مصنوعی وی را دوباره احیاء نموده و به سلامتی وی امیدوار بود. اما چنانچه فردی سوار بالن شده و دهها کیلومتر از زمین فاصله بگیرد چون نیروی بالابرنده وی گاز نیتروژه هست که به داخل بالن وارد می شود در صورت برخورد ضعیفترین شی نظیرنوک پرنده ای با آن، بالن با سرعت زیادی سقوط می نماید وهنگام تلاش برای یافتن اجساد سقوط کنندگان ،جسدی پیدا نخواهد شد که بتوان آن را با تنفس مصنوعی احیاء نمود بلکه تکه هایی به اندازه دگمه های پیراهن مشاهده خواهد شد.!!

شاید جسدهای سیاسی تکه تکه شده به اندازه دگمه های پیراهن را در شامگاه هفتم اسفند 1394 و به تعداد بیش از یکصد هزار عدد در پای تک تک صندوقهای رأی حوزه انتخابیه مراغه و عجب شیر مشاهده بنماییم.

جایی که مردم مشعوف و شادمان از حذف ناصالحان،آنچنان غرق شادی خواهند بود که حتی اگر تعداد 8 هزار عدد از این دگمه ها، طلایی!! هم باشند کسی انگیزه و رغبت دست زدن به آنها را نخواهد داشت.!!

بدون شرح!!

بدون شرح!!

روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست
وندر طلب طعمه پروبال بیاراست
بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت
امرو

روزی ز سر سنگ عقابی بهوا خاست

 واندر طلب طعمه پر و بال بياراست

بر راستی بال نظر کرد و چنين گفت

امروز همه روی زمین زير پر ماست

بـر اوج فلک چون بپرم از نظـر تــيز

 می‌بينم اگر ذره‌ای اندر ته درياست

گر بر سر خـاشاک يکی پشه بجنبد

جنبيدن آن پشه عيان در نظر ماست

بسيار منی کـرد و ز تقدير نترسيد

 بنگر که ازين چرخ جفا پيشه چه برخاست

ناگـه ز کـمينگاه يکی سـخت کمانی

 تيری ز قضاو قدر انداخت بر او راست

بـر بـال عـقاب آمـد آن تير جـگر دوز

 وز ابر مر او را بسوی خاک فرو کاست

بر خـاک بيفتاد و بغلـتيد چو ماهی

 وانگاه پر خويش گشاد از چپ و از راست

گفتا عجبست اينکه ز چوبست و ز آهن

 اين تيزی و تندی و پريدنش کجا خاست

چون نیک نگه‌کرد و پر خويش بر او ديد

 گفتا ز که ناليم که از ماست که بر ماست

 

صداقتم آرزوست!!

صداقتم آرزوست!!

ایست

در ادامه پروژه "نامه درمانی"  مهدی دواتگری نماینده این دوره مراغه و عجب شیر در مجلس شورای اسلامی ،نوشته ها و نامه نگاریهای نامبرده در خصوص بیمارستان عجب شیر در روزنامه قدس شماره 7996 ویژه استان آذربایجانشرقی منعکس گردیده است.

قبلا" طی مقاله ای تحت عنوان (آقای نماینده این دوره، پاسخگو باشید.) با اسناد موجود ثابت گردید که در بودجه های مصوب زمان نمایندگی آقای دکتر یوسف نجفی،سال شروع ساخت بیمارستان عجب شیر 1389 و سال اتمام آن 1392 بوده و در زمان وکالت مهدی دواتگری و در بودجه سال 1392 سال اتمام بیمارستان عجب شیر ازسال 1392 به سال 1394 و در بودجه سال 1394 سال اتمام بیمارستان از سال 1392 به سال 1396 تغییر یافته است.

اما متأسفانه مطابق نامه نگاریها،خود مهدی دواتگری به مصوبات ارزش قائل نبوده و در یک خلاف آشکار و برخلاف نص صریح مصوبات موجود که بیمارستان مصوب را 82 تختخوابی اعلام کرده است،وی در نامه نگاریهایش آن را بیمارستان 64 تختخوابی قید می نماید.

حال 18 تختخواب این بیمارستان کجا رفته و چرا ایشان چنین کم لطفی در مورد مردم فرهنگی عجب شیر می نمایند معلوم نیست.

نکند همچنانکه در انتخابات قبل که در مراغه می گفتند دکتر نجفی دو طبقه بیمارستان مراغه را به عجب شیر برده اند،حالا مهدی دواتگری 18 تخت بیمارستان عجب شیر را به مراغه برده اند؟

 

 

 

از درمانگاه تا پلی کلینیک

از درمانگاه تا پلی کلینیک

 

این روزها و کمتر از یک ماه مانده به انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی و در روزهایی که دیگر شعارها تأمین کننده اهداف مورد نظر افراد نیست،خبری زمزمه مردم عجب شیر گردیده مبنی بر اینکه نماینده فعلی  از بزرگترین و مهمترین شاهکار عملکرد خود!!یعنی درمانگاه تأمین اجتماعی شهرستان عجب شیر پرده برداری نموده و آن را با های و هوی فراوان کلنگ زنی خواهد نمود. 

هر چند بنری که درآن از مهدی دواتگری به خاطر درمانگاه تأمین اجتماعی شهرستان عجب شیر تشکر شده بود دهها ماه در کوچه و بازار نصب شده بود لیکن باید به اطلاع همشهریان عزیز برسانیم که درمانگاه تأمین اجتماعی شهرستان عجب شیر جزء مصوبات سفرهاي استاني هيئت دولت قبلی و مربوط به زمان نمایندگی جناب آقای دکتر یوسف نجفی می باشد.اینجا(http://azari-online.ir/News.aspx?code=179)

اگر آقای نماینده می خواستند به نفع مردم شهرستان عجب شیر قدمی بردارند زمان اتمام بیمارستان را از سال 1392 به 1396 تغییر نمی دادند و  یا این شهرستان را با همان عینک شهرستان مراغه دیده و نسبت به اخذ مجوز بیمارستان خصوصی فوق تخصصی عجب شیر اقدام می نمودند و یا همانطور که در گزارش عملکردشان در نمازجمعه مراغه گفته اند در شهرستان عجب شیر نیز پلی کلینیک تامین اجتماعی ایجاد نمایند نه درمانگاه!!.همچنانکه برای مراغه چنین کرده اند.لینک خبر(صدور مجوز نخستین بیمارستان خصوصی فوق تخصصی مراغه) 

اکنون مردم پیگیر این موضوع هستند که چه کسانی مانع اجرای پروزه درمانگاه تأمین اجتماعی شهرستان عجب شیر  در چهارسال گذشته شده و اقدام آن را صرفا" به خاطر منافع تبلیغاتی به ایام تبلیغات انتخاباتی موکول کرده اند.

کفن دزد!!

کفن دزد!!

جملات طنز و خنده دار جدید

آورده اند که کفن دزدی در بستر مرگ افتاده بود،پسر خویش را فراخواند، پسر به نزد پدر رفت گفت ای پدر امرت چیست ؟پدر گفت ،پسرم من تمام عمر به کفن دزدی مشغول بودم و همواره نفرین خلقی به دنبالم بود اکنون که در بستر مرگم و فرشته ی مرگ را نزدیک حس میکنم بار این نفرین بیش از پیش بردوشم سنگینی میکند.از تو میخواهم بعد از مرگم چنان کنی که خلایق مرا دعا کنند و از خدای یکتا مغفرت مرا خواهند. ..
پسر گفت ای پدر چنان کنم که میخواهی و از این پس مرد و زن را به دعایت مشغول سازم.
‫پدر همان دم جان به جان آفرین تسلیم کرد.

‫از فردا پسر شغل پدر پیشه کرد با این تفاوت که کفن از مردگان خلایق می دزدید و چوبی در شکم آن مردگان فرو مینمود وازآن پس خلایق میگفتند خدا کفن دزد اول را بیامرزد که فقط میدزدید وچنین بر مردگان ما روا نمیداشت......

 

هزار سال گذشته زمردن لیلی

 

هزار سال گذشته زمردن لیلی

یاد ایام (افتتاح ساختمان اداره صنعت،معدن و تجارت شهرستان عجب شیر اول خرداد 1391)

هزار سال گذشته زمردن لیلی،

        هنوز مردم صحرانشین سیه پوشند 

تاریخ قضاوت می کند

تاریخ قضاوت می کند

پای بوسی به خاطر چندروز حضور در فلان هیأت!!

قضاوت اجتناب ناپذیر است

 

آنان که با حسین (ع) بیعت نکردند، به ناچار با پای حجاج بیعت خواهند کرد...

نمونه کسانی که میگویند ما به سیاست کاری نداریم و به دین خود مشغولیم عبدالله ابن عمر خطاب است.کسی که به بهانه دخالت نکردن در سیاست از یاری امام حسین علیه السلام خود داری کرد ولی همین شخص در زمان حجاج ابن یوسف لعنة الله علیه شبانه با پای او بیعت کرد!

عبدالله بن عمر کیست:
بد نیست که یک بیوگرافی از شخصیت عبدالله بن عمر داشته باشیم. ایشان پسر خلیفه دوم است. زمان حیات پیامبر (صلی الله علیه و آله) مسلمان شد. یعنی وقتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در قید حیات بود، ایمان آورد و چون پدرش عمر بن خطاب بود، شناخته شده و سر شناس شد. در زمان حیات پیامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ های مختلفی حضور داشت و همه می شناختند که عبدالله بن عمرکیست. با تمام ارادتی که به پیامبر(صلی الله علیه و آله) نشان می داد، بعد از رحلت ایشان، و در ماجرای خانه نشینی امیر المومنین (علیه السلام)، از ابوبکر و عثمان دفاع کرد. بعد از مرگ عثمان که همه ی مردم به خانه علی (علیه السلام) رفتند تا با ایشان بیعت کنند، عبدالله بن عمر عضو آن هفت یا هشت نفری بود که بیعت نکرد و امیرالمومنین (علیه السلام) را به عنوان خلیفه قبول نکرد. حتی در زمان حکومت امیرالمومنین (علیه السلام) نیز یک بار به مکه رفت تا فتنه ای راه بیاندازد و شورشی علیه حکومت انجام دهد که امیر المومنین (علیه السلام) سریع مطلع می شوند و عده ای را به مکه می فرستند و فتنه در همان جا می خوابد.
بعد از این که امیر المومنین (علیه السلام) به شهادت رسید، بلافاصله با معاویه بیعت می کند و او را به عنوان خلیفه می شناسد. معاویه وقتی برای یزید بیعت می گرفت، یکی از مخالفین خلافت یزید، عبدالله بن عمر بود. گفت: نه! یزید به درد خلافت نمی خورد! امام حسین (علیه السلام) و عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر از افراد نامداری هستند که مخالف حکومت یزید بودند. عبدالله بن عمر با یزید بیعت نکرد و به مکه رفت. ابی عبدالله (علیه السلام) هم که داستانش مفصل است؛ نهضت کربلا را شروع کردند و راهی مکه شدند.
وقتی ابی عبدالله (علیه السلام) وارد مکه شدند، عبدالله بن عمر از مکه خارج می شود. موقع خروج از مکه به نزد ابی عبدالله (علیه السلام) آمد تا از ایشان خداحافظی کند. این ملاقات در مکه اتفاق می افتد. حضرت جملاتی به او گفت. خیلی جالب است. این که می گوییم امام شناسی از اهمیت بالایی برخوردار است در چنین مواردی مشخص می شود. عبدالله بن عمر، ابی عبدالله را از بچگی می شناسد. از نظر سنی بزرگتر از امام حسین (علیه السلام) است. از شدت عاطفه پیامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به امام حسین (علیه السلام) با خبر است. یکی از بزرگترین راویان حدیث است. عرض کردم که فقط در یک کتاب 1800 حدیث از ایشان نقل شده است. تمام احادیثی را که پیامبر (صلی الله علیه و آله) درباره اهل بیت (علیهم السلام) گفته بود را از حفظ است. خودش از زبان پیامبر (صلی الله علیه و آله) بارها احادیث مفصلی نسبت به اهل بیت (علیه السلام) شنیده است. به نزد ابی عبدالله (علیه السلام) می آید و می گوید:" ای حسین! به سمت عراق نرو!" امام حسین (علیه السلام) می فرماید:" چرا نروم؟" عبدالله بن عمر در پیشگاه امام حسین (علیه السلام) از پیامبر (صلی الله علیه و آله) حدیث می خواند! به خیال خودش می خواهد امام حسین (علیه السلام) را نصیحت کند که آقا، من بهتر از تو می فهمم. من این جمله را از پیامبر (صلی الله علیه و آله) شنیدم و تو به سمت کوفه نرو. من از پیامبر (صلی الله علیه و آله) شنیدم که حسین (علیه السلام) کشته خواهد شد و هر کسی امام حسین (علیه السلام) را یاری نکند، خوار و زبون می گردد. باید گفت که وقتی تو این حدیث را از پیامبر (صلی الله علیه و آله) شنیدی، بیا و به امام حسین (علیه السلام) یاری برسان. عبدالله بن عمر برای این منظور این حدیث را برای امام حسین (علیه السلام) که تو به سمت کوفه نرو، تا نیاز نباشد که به یاری امام حسین (علیه السلام) برود و اگر هم او را یاری نکند، خوار و ذلیل نشود.

پاسخ امام حسین(علیه السلام) به عبدالله بن عمر:
این شخصیت عبدالله بن عمر است. به نزد ابی عبدالله (علیه السلام) آمد و گفت: آقا، شما به کوفه نرو. دید که امام حسین (علیه السلام) قبول نمی کند و اصرار به رفتن دارد. ابی عبدالله (علیه السلام) به او فرمود: ای عبدالله بن عمر، آیا نشنیده ای که سر یحیی بن زکریا را عده ای بریدند و برای ملعونی هدیه فرستادند که فرماندار آن منطقه بود؟ " ام تعلم انّ بنی اسرائیل، کانوا یقتلون ما بین طلوع الفجر و طلوع الشمس سبعین النبییّن ثم یجلسون فی اسواقهم و یبیعون و یشترون کان لم یسنعوا شیعا" نشنیده ای که بنی اسرائیل، روزی هفتاد پیامبر را می کشتند. بعد به بازار می رفتند و می فروختند و می خریدند. انگار نه انگار که چنین کاری انجام داده اند. انگار اصلا هیچ کاری انجام نداده اند. سپس فرمود: یا ابا عبدالرحمن لا تدع انّ لنصرتی. دست از یاری منِ حسین بر ندار. گفت : نه آقا من نمی توانم با شما بیایم. بعد گریه اش گرفت و گفت: آقا من خیلی دیده ام که پیامبر (صلی الله علیه و آله) سینه شما را می بوسند. حالا که می خواهم از شما جدا شوم، اجازه می دهید من بوسه گاه پیامبر (صلی الله علیه و آله) را ببوسم؟ ابی عبدالله (علیه السلام) اجازه داد و پیراهن مبارکش را بالا زد و عبدالله بن عمر در حالی که گریه می کرد و اشک از چشمانش سرازیر بود، سینه امام حسین (علیه السلام) را که در بچگی مشاهده کرده بود که پیامبر(صلی الله علیه و آله) می بوسد، با گریه بوسید و با خداحافظی رفت و گفت: حسین! برو. تو را به خدا می سپارم! هر چند، می دانم کشته می شوی! ولی می دانم که جدا شدن از تو خیلی سخت است و گریه کردن دارد\ اما من حاضر به یاری کردن تو نیستم. در حالی که تو داری از من دعوت می کنی، خودت مستقیما می گویی دست از یاری من بر ندار، دست از یاری تو بر می دارم.

بیعت عبدالله بن عمر با حجاج و داستان زبونی او:
جالب اینجاست که خود عبدالله بن عمر بعد از چند سال مصداق همان حدیث پیامبر می شود. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: هر کسی که امام حسین (علیه السلام) را یاری نکند، خوار و ذلیل می گردد. همان روز که عبدالله بن عمر از امام حسین (علیه السلام) جدا شد، به مدینه رفت و طی نامه ای با یزید بیعت کرد. کربلا تمام شد و ابی عبدالله (علیه السلام) به شهادت رسیدند. یزید هم از دنیا رفت و به درک واصل شد.( سال مرگ درج شود) عبدالملک مروان خلیفه شد. حجاج یوسف ثقفی را به عنوان والی و حاکم به مدینه فرستاد. عبدالله بن عمر زنده است و هنوز در مدینه زندگی می کند. حجاج فردی است فاسد که چندین هزار نفر را به شهادت رساند و مردم بی گناه را کشت، حال والی مدینه شده است.
مردم بی تفاوت و بی غیرت مدینه با هر کسی که به عنوان والی به این شهر می آمد، بیعت می کردند. فقط به مدت 25 سال با حضرت علی (علیه السلام) بیعت نکردند. سیل جمعیت پشت خانه حجاج بن یوسف جمع شدند تا با او بیعت کنند. تا آخر شب مردم بیعت کردند. بعد از پایان بیعت گرفتن، حجاج به اتاقش رفت و در رختخوابش دراز کشید. پاسی از شب گذشته بود که صدای در را شنید. عبدالله بن عمر به خانه حجاج آمده بود. اصرار کرد که من همین الآن باید جناب حجاج را ببینم. به داخل خانه آمد و به اتاق حجاج رفت. دید حجاج دراز کشیده و لحاف را روی سرش انداخته و حتی از جایش هم بلند نمی شود. حجاج گفت: ای عبدالله بن عمر! چه شد که این موقع شب به اینجا آمده ای؟ آن حدیث را به خاطر بیاورید، پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: هر کس حسین مرا یاری نکند، ذلیل و خوار می شود. بعد از سوال حجاج، عبدالله بن عمر گفت: من آمدم تا با شما بیعت کنم. ببخشید که دیر شد. حجاج گفت: خب فردا می آمدی! گفت: خودم از پیامبر(صلی الله علیه و آله) شنیدم که هر کس بمیرد، در حالی که بیعت امام و پیشوایی را نداشته باشد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است. من ترسیدم که اگر با شما بیعت نکنم و امشب بمیرم، به مرگ جاهلیت از دنیا بروم! حجاج بن یوسف هم حسابی حال او را گرفت. شاید در دلش گفت: بیچاره! در آن چند سالی که با علی (علیه السلام) بیعت نکردی، این حدیث یادت نبود؟ با امام حسن (علیه السلام) بیعت نکردی، با امام حسین (علیه السلام) بیعت نکردی این حدیث یادت نبود؟ حالا امشب آمدی با من بیعت کنی؟
در بیعت معمولا دست طرف را می بوسند. حجاج پایش را از زیر لحاف بیرون آورد، گفت: دیگر حال ندارم بلند شوم و با تو دست بدهم. تو پای مرا ببوس، بیعتت قبول می شود. عبدالله بن عمر نیز پای حجاج بن یوسف را بوسید و بیعت کرد.

******************************************

به شخصه دوست ندارم خیلی این نقل را به نتیجه گیری و اسامی شهرمان ربطی بدهم چرا که قیاس مع الفارق است ، اما تو خود حدیث مفصل از این مجمل بخوان.

برخی کوتوله ها که در دوران دکتر نجفی به علت عدم شایستگی و صلاحیتشان پستی نصیبشان نشده بود و هر روز با یک بهانه ایشان را تخریب می کردند امروز ندای صبر ، تحمل و تبدیل کردن تهدید پارلمان نشین آن ور آبی به فرصت را در ازای چند روز حضور در فلان هیأت کذایی می دهند... اما غافل از اینکه مردم بر همه چیز آگاه هستند.

و مکرو مکرالله ان الله خیرالماکرین...

کدام اصول؟کدام اصولگرا؟

کدام اصول؟کدام اصولگرا؟ 

 

طبق شنیده ها بزرگان اصولگرا که پیروز قطعی انتخابات مجلس نهم بودند درحال چینش کاندیداهای خود "لیست جبهه متحد اصولگرایان" بوده برخلاف دوره نهم انتخابات، با رصد اوضاع حوزه و نیز وضعیت رأی مهدی دواتگری ،در این دوره به جای وی،فرد دیگری را در لیست شان مورد حمایت قرار خواهند داد.

گویا گذشت زمان و به تبع آن مشخص شدن عملکردها،بیانگر آن است که بعضی ها با نام اصولگرایی حتی صلاحیت جلوس به صندلی سبز وکالت را هم نداشتند.آنهایی که بعضی شان علیرغم نماینده بودن،از طرف شورای نگهبان قانون اساسی رد صلاحیت شده اند.

آنهایی که اصولگرایی را لقلقه زبان نمودند تا مخالفانشان را از صحنه بیرون کنند و گرنه اصولگرایان و اصلاح طلبان خالص،به مبانی و اصول انقلاب و نظام وفادار بوده و هستند.

همگان به این موضوع واقف بودند که مردم شهرستان مراغه ناخواسته درگیر فضای غبارآلود و جنگ زرگری مراغه ای- عجب شیری شده  و فرد دیگری را به مجلس فرستادند و گرنه وزن سیاسی فرد پیروز به هیچ وجه هم تراز با نماینده دوره هشتم نبوده و از هیچ منظری توان ایجاد فضای دوقطبی برمبنای قابلیت ها و توانمندیهای شخصی متصور نبود.  

با نگاهی گذرا به شرایط قرار گرفتن در لیست جبهه متحد اصولگرایان در مجلس نهم چنین برداشت می شود که در مرحله نخست ارزیابی صلاحیتهای عمومی، نامزدها باید حائز چهار ویژگی اعتقاد به اسلام، اعتقاد به انقلاب اسلامی (قانون اساسی)، اعتقاد و التزام به اصل ولایت مطلقه فقیه و اعتقاد و عمل به اندیشه و سیره حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری می بودند.
اما فردی به عنوان کاندیدای مورد حمایت جبهه متحد اصولگرایان در مجلس نهم قرار گرفت که علیرغم قرار گرفتن در سن مناسب برای حضور در جبهه های حق علیه باطل(20 سال )،سابقه یک روز جبهه هم نداشته است و اطلاعی از فعالیتهای پایگاه مقاومت وی هم نداریم.

تاکنون به این سئوال پاسخ داده نشده است که ایشان کدامین هزینه های مادی و معنوی را برای نظام مقدس جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی داده بود که در قالب لیست اصولگرایی قرار گرفتند.قالبی که بی شک از نگاهی درست تر، بازگشتن به ریشه های هویتی خاصی است که شخصیت سیاسی را بر پایه باور به اسلام، انقلاب و تعهد به رسالت اجتماعی اسلام در قالب حاکمیت فقیهی مدیر و مدبر در راستای تبلور بخشیدن به عدالت اسلامی به وجود می آورد.

آیا شاخص اصولگرایی این است که در جمع افراد اصولگرا چهره به ظاهر موافق آنها گرفته و در طرف دیگر در جمع چند اصلاح طلب خود را مدافع دولت و اصلاح طلبان و بری از گذشته دانست؟

آیا شاخص اصولگرایی این است که به منطقه نگاه درجه چندمی داشته و افراد لایق را صرفا" به خاطر مخالفت با خود،حذف نمود؟

آیا شاخص اصولگرایی این است که هرکه با ما نیست باید حیات سیاسی و اقتصادیش را به خطر انداخت؟

آیا شاخص اصولگرایی این است با دور زدن قانون و علیرغم نص صریح قانون گزینش قضات که می گوید شرط اشتغال به عنوان دادیار بازپرس و یا رییس شعبه داشتن مدرک حقوق قضائی،فقه و حقوق مبانی اسلامی در مقطع کارشناسی و یا تحصیلات حوزوی سطح2 است، حتی در مقاطع ارشد و دکتری هم دارای مدرک حقوق باشند و گرنه نمی توانند شغل قضاء را انتخاب نمایند،با مدرک لیسانس مدیریت بازرگانی در مقام قضاوت نشست؟
آیا شاخص اصولگرایی این است که برادر خود را از کارمندی بانک به معاونت دانشگاه ارتقاء داد؟

آیا به غیر از این است که اصولگرا باید بداند، بهترین روش کشورداری اجراي واقعي عدالت است؟ پس ابتدا هر چيز را در جاي خود قرار داده و باید دغدغه اجراي عدالت در جامعه داشته باشد و در این مسیر هیچ لغزشی نداشته باشد طوری که حتي به نزديكان خود نيز كوچكترين امتيازي ندهد.

و...

اصولگرا نان به نرخ روزخور نیست و حرفش يكي است. از نگاه اصولگرا سياست عين ديانت و ديانت عين سياست است. فرد اصولگرا برای رسیدن به هدف، وسيله را توجيه نمي كند، یعنی برای رأی آوری مردم را فریب نمی دهد.

امیدواریم بزرگان جریان اصولگرا این بار در حوزه انتخابیه مراغه و عجب شیر ، انتخابی منطبق بر اصول و شاخصه های خود داشته مواظب باشند كساني كه درعمرشان نه خود و نه خانواده اشان بخاطر نظام و انقلاب و آرمانهاي آن حتي عطسه اي و سرفه اي نكرده اند مورد حمایت قرار نگیرند.نه این که بنا به برخی مصلحت ها، فشارها و یا خدای ناکرده لابی گری ها، افرادی در این لیست قرار گیرند، که فقط در زبان اصولگرا هستند. چرا که قرار گرفتن چنین افرادی در لیست، نه تنها هم افزائي نيست، بلکه نوعی بي اعتباري است که حجت را بر طرفداران این تفکر تمام می کند و دودش به چشم کل جریان می رود.

روزي يكــي از بزرگان اصلاح طلب گفت كه اگر منظــور از اصولگرايـي ،ارزش مداری و اصول انقلابـي است ما از اصولگــراهاي سياسي!!! اصولگــرا تريم، ولي اگر اصول گرایي سياســي است ما ترجيح مي دهيم با حفظ ارزشـــها دركنار مردم باشيم.

 

شاید امروزه معنی این سخن بهتر درک می شود.

Publication16

شنیده ها

شنیده ها

شنیده ها و شایعات

اخیرا" شنیده شده که یکی از کاندیداهای مطرح حوزه انتخابیه مراغه و عجب شیر که از طرف هيأت نظارت بر انتخابات دهمين دوره مجلس شوراي رد صلاحیت گردیده است،توانسته است رفع ابهام نموده و نام ایشان در لیست اعلامی تأییدصلاحیت شدگان این حوزه در شانزدهم بهمن ماه اعلام خواهد شد.

این کاندیدا که سابقه یکبار حضور در رقابتهای انتخاباتی این حوزه را داشته و علیرغم کسب رأی قابل توجهی نتوانسته پیروز انتخابات شود،در این دوره از اقبال عمومی فراوانی برخوردار بوده ودر چندروز اخیر فعالیتهای محسوس و نامحسوس تبلیغاتی خود را شدت بخشیده است.

**********

اخیرا" شنیده شده که آمار زیاد رد صلاحیت های انتخاباتی به هیچ وجه به نفع نماینده فعلی نبوده و چه بسا نتیجه عکس بخشیده و زمزمه های مختلفی هم شنیده می شود.

پس از اعلام نتیجه صلاحیتها،فضای عمومی شهرستانهای مراغه و عجب شیر به صورت غیرقابل باوری درخصوص عدم رأی به نماینده فعلی متحد گردیده و چنین به نظر می رسد که از صندوق اخذ آرای این حوزه نام هرکسی بیرون بیاید. به جز نماینده فعلی.!!

**********

اخیرا" شنیده شده که طرفداران کاندیداهای انتخاباتی رد صلاحیت شده در حوزه انتخابیه مراغه و عجب شیر،منتظرند تا کاندیدایشان صلاحیت لازم را اخذ نمایند در غیر اینصورت  همگی متفق القول حول محور یکی دیگر از کاندیداها جمع شده وجهت رهایی از وضعیت موجود وجلوگیری از تحلیل روزافزون جایگاه شهرستانهای مراغه و عجب شیر، به هر طریق ممکن نسبت به انتخاب نماینده جدید اقدام خواهند نمود.

**********

اخیرا" شنیده شده که درنبود کاندیداهای رد صلاحیت شده،اقبال عمومی اهالی شهرستان مراغه نسبت به سه نفر بیشتر از دیگر کاندایداها می باشد.

این سه نفر آقایان محمدعلی حسین زاده،سعیدمحمدی و نعمت اله انوری است.

**********

اخیرا" شنیده شده که احتمال تأیید یکی از کاندیداهای عجب شیری که فرهنگی است بسیار افزایش یافته و حضور وی در رقابتهای انتخاباتی ،فضای دیگری را ترسیم خواهد نمود.

**********

اخیرا" شنیده شده که علیرغم رد صلاحیت دوتن از کاندیداهای عجب شیری و حضور سه تن دیگر در رقابتهای انتخاباتی حوزه انتخابیه مراغه و عجب شیر،سه نفر دیگر از عجب شیری ها در حوزه انتخابیه تبریز،آذرشهر و اسکو و یک تن دیگر از عجب شیری ها در حوزه انتخابیه بناب و یک تن دیگر از عجب شیری ها در حوزه انتخابیه اهر و هریس ثبت نام نموده و احتمال تغییر به حوزه انتخابیه مراغه و عجب شیروجود دارد.

**********

اخیرا" شنیده شده که در نبود رییس و معاونین دانشگاه آزاد اسلامی عجب شیر،کارکنان و کارمندان این دانشگاه با تلاش روزافزون و شبانه روزی خود،خلع ناشی از نبودن این مسئولان را پر کرده و هیچ نقصی در ارائه خدمات به دانشجویان مشاهده نشده است که جای تقدیر و تشکر دارد.