توکل

توکل  

گویند وقتی كه برادران یوسف علیه السلام، او را در چاه آویزان كردند تا او را به آن بیفكنند، طبیعی است كه یوسف خردسال در این حال محزون و غمگین بود، اما در این میان غم و اندوه، دیدند لبخندی یعنی چه؟ اینجا جای خنده نیست؟ گفتند بهتر است از خودش بپرسیم. یكی از برادران كه یهودا نام داشت، با شگفتی پرسید: برادرم یوسف! مگر عقل خود را باخته ای، كه در میان غم و اندوه، می خندی؟ خنده ات برای چیست؟ یوسف با جمال، كه به همان اندازه و بیشتر با كمال نیز بود، دهانش چون غنچه بشكفید و گفت: روزی به قامت شما برادران نیرومندم نگریستم، با خود گفتم: ده برادر نیرومند دارم، دیگر چه غم دارم! آنها در فراز و نشیب زندگی مرا حمایت خواهند كرد و اگر دشمنی به من سوء قصد داشته باشد، با بودن چنین برادران شجاع و برومندی، چنین قصدی نخواهد كرد، و اگر سوء قصدی كند، آنها مرا حفظ خواهند كرد. اما چرا خدا را فراموش كردم، و به برادرانم بالیدم، اكنون می بینم همان برادرانم كه به آنها بالیدم، پیراهنم را از بدنم بیرون كشیدند و مرا به چاه می افكنند. این راز را دریافتم كه باید به غیر خدا تكیه نكنم، خنده ام خنده عبرت بود، نه خنده خوشحالی

مردم در آمپاس شدیدند!

مردم در آمپاس شدیدند!

 

چند سال قمپز در کردند که هر دو شهرستان را به یک چشم خواهند دید. حالا عمر سیاسی شان تمام شده نمی دانم وقت دیدن نداشتند و یا نتوانستند چشم دیگرشان را ببندند و با یک چشم ببینند. 

چند سال لغز خواندند که برای بیکاران اشتغال زایی می کنیم چون افراد قبل از ما هیچی بلد نبودند که فولاد و آذرغلطک و دهها شرکت را آوردند، وضع اقتصاد را درست می کنیم و معشیت مردم بهتر میشود و... حال نمیدانم چرا تمام هم و غم سیاسی شان شده رییس فلان اداره که نتوانسته آرای مردم را در انتخابات آببران روستای رییس ستاد جابجا کرده و به خاطر همین گناه کبیره باید تغییر پیدا کند .

در این میان آن آببر را هم به خدمت ملوکانه خواسته و از وی بیعت گرفته اند که در انتخابات برایشان رأی جمع کند.غافل از اینکه همان آببر در هنگان خروج از دفتر در روز عید فطر زیر زبانی گفته:خودتــــــــی عمو یک دوره ای!!!!!!

چند سال قی قاج رفتند و قازقلنج زدند و چهارستون ملت را لرزاندند که هرکس با ما درگیر شود برایش پرونده هایی قطور در انتخابات شورا و مجلس و... درست می کنیم حال پرونده های خودشان لو رفته و فردا پس فردا معلوم خواهد شد که دلایل تغییر پیمانکار فلان پروژه چه بوده و نقش وی در سریال انتخابات بعدی چه خواهد بود.

چند سال هروقت دلسوزی خواست انتقاد کند، ان قلت آوردند و سفسطه کردند که شما نمی فهمید و همه چی آرومه.منتقدان را آواره اینجا و آنجا کردند و مانع رشد اداری و سیاسی شان شدند.

حالا من از شما می پرسم: برای اینکه بخواهید این مردم صبور را از آمپاس شدید در بیاورید و دیدگان مردم به چهره منورتان نیفتد چه کار می شود کرد؟

برای رهایی از این آچمز و اینکه خیال مردم راحت راحت شود بهتر نیست فکر ثبت نام را از ذهنتان به دور کنید. چند سال شعار دادند که شایسته سالاری خواهیم کرد و... و در آخر نمود عینی شایسته سالاری را در برادر سالاری مشاهده کردیم که اسکناس شمار دیروزی ،معاون دانشگاه طبابت شد و...

چند سال شعار دادند  که به هیچ وجه در انتصابات و... دخالت نخواهیم کرد ولی حال می بینیم که کار اصلیشان شده تغییر رییس این  اداره و آن اداره و بعد از اتمام روسا دعوای تغییر معاون تا جایی بالا رفته که شاهد ارتباط تلگرامی رییس ستاد و و آقایان شده ایم و تنها جایی که دخالت نکرده اند مستخدم مدرسه روستای فتیرآباد است.

به ضرس قاطع درست است که شما مسئول این همه گرفتاری هستید ولی مردم به امید رقیق شدن این آمپاس به شما رای داده بودند و منتظر بودند تا هوای تازه به این دودکش بدمید تا نفسی چاق کنند و بیشتر از این از صاحبخانه خود نشوند که: تا کرایه ندادی حق نداری به خانه بیایی. و به جای به آسمان نگاه کردن بگویند: دمت گرم و دمت گرم آقای یک دوره ای. حالا بی قیف و قُپی نوبت شماست...تا با یک خداحافظی بی سر و صدا همگان را خوشحال سازید….نظرتون؟

 

میان ماه من تا ماه گردون…

میان ماه من تا ماه گردون…

 S27601-Broken-Glasses-large

این یک “تز” کهنه اما بسیار تاثیر گذار است که اگر مسئولی قدرت اجرائی ، بینش و دانش لازم برای به فعل رساندن برنامه هایش را نداشته باشد برای اینکه بتواند عموم مردم را راضی نگه دارد باید خواسته های مردم را تقلیل داده و آن خواسته های کوچک شده را چنان بزرگ جلوه دهد که با به انجام رساندن آن کارهای کوچک ، جایگاه خود را در ذهن مردم اعتلا بخشد و چنین اظهار دارد که من قهرمانم ! و بگوید که دیدید، توانستم و پشت بند آن جوسازی و مصاحبه و بیانیه و فیگور و از خود تشکری و راندن قطار فخر فروشی بر این مردم بی نوا!

چند صباحی است بعضی ها این منش را پیش گرفته اند وبا دادن نیمچه وعده هایی به مردم و با نگاهی حقارت آمیز به شعور آنها، به جای پرداختن به رسالت اصلی خود که همانا تلاش جهت برطرف ساختن نیازهای اولیه ی آحاد ملت می باشد ، توان اندک خود را صرف مرتفع ساختن نیاز غیر ضرور و جزئی می دارند ،مسائل و موضوعاتی که بودن یا نبودنشان کوچکترین تاثیری بر روند زندگی متن مردم نخواهد داشت و درد آور تر ، آنجایی است که حتی در به انجام رساندن این وعده های تحقیر آمیز نیز تعلل های غیر قابل قبولی از خود نشان می دهند که همچون نمکی بر روی زخم های تحقیر شدنمان پاشیده می شود.

آن سبزنشینی که  بیشتر برنامه هایش خلاصه شده در پی گیری و اظهار نظر در موردحادثه تصادف دیپلمات مست عربستان ، تغيير عنوان تعطيلات به سركشي به حوزه‌هاي انتخابيه و تعدیل تحریم‌های طالبان و…

دریغا بر ما که خواسته مردم عجب شیررا کمتر از درد خانواده فرد تصادف کننده با دیپلمات مست عربستان می دانیم و از خواسته واقعی آنها یعنی اندکی توجه لااقل به اندازه آرایی که از اهالی شهرستان عجب شیر در انتخابات مجلس شورای اسلامی گرفته شده، بی خبریم.

اما شعبان آمد و رفت ، رمضان هم آمد و در ضمن عید نوروز هم گذشت ، عیدی هایمان را هم گرفتیم اما هنوز خبری از خبر اصلی !!! نیست…

وآن همشهری مغموم از انتخاب خود چه زیبا می گفت که مردم با هیچکس پیوند اخوت نبسته اند الا با تحقق خواسته هایشان!!!

به نظر شما تا ۷ اسفند زمان زیادی مانده است؟

 

میان ماه من تا ماه گردون

                                   تفاوت از زمین تا آسمان است…

این است حال و روز امروزی دریاچه ارومیه!!!

این است حال و روز امروزی دریاچه ارومیه!!!

Login golden Mercedes to Iran

دریاچه ارومیه احوال خوشی ندارد. هرچند که دولت تلاش‌های زیادی برای احیای این تالاب کرده است، اما ظاهرا برای رسیدن به شرایط مناسب قبل باید چندسال صبر کرد.

این تصویر را ناسا ( ۱۸ شهریور ۹۴) از دریاچه ارومیه ثبت کرده است.!!!

Image processed by CodeCarvings Piczard ### FREE Community Edition ### on 2015-09-09 20:51:18Z | http://piczard.com | http://codecarvings.com

بیخیال

بیخیال

Com-Bio-31-31

ماه بانوی جزیره! دلبری را بیخیال

دامن گلدار رقص بندری را بیخیال

من حواسم هست که دیوانه ات باشم مدام

مو پریشان تر نکن، یادآوری را بیخیال

میزنم پارو میان موج های نیلی ات

ناخدا ! آن بادبان روسری را بیخیال

چشم الماس زمرد پیکر یاقوت لب!

نقشه ی گنجی خودت، نقش پری را بیخیال

پیش باید رفت در دریای مواج تنت

نه! نیانداز آن پلاک لنگری را، بیخیال

تفرقه ایجاد خاهد کرد آخر این شکاف

خط بین سینه های مرمری را بیخیال

دور انگشت تو می چرخم به هر سو خاستی

آن سکان حلقه ی انگشتری را بیخیال

دل ببر از من به هر اندازه میخاهی ولی

دزد دریایی من! غارتگری را بیخیال

با نگاهت تا ابد تنها مرا آتش بزن

آسمان خسته ی خاکستری را بیخیال

چون صدف وا مانده آغوشم به مروارید تو

مال من شو بعد از این و دیگری را بیخیال

بی خیال…همه چی آرومه….

بی خیال…همه چی آرومه….

599px-Logo_200000_svg

با در نظر گرفتن اینکه اکثریت قاطع مردم شریف حوزه انتخابیه،جهت عبور ازفضای مأیوس کننده موجود و رفع مشکلات و… به دنبال فرستادن فردی قوی،بالیاقت،سالم،اصلح،کارآمد،صادق،دارای وجدان و تقوای سیاسی، طرفدار حقوق محرومین و… به مجلس دهم می باشند لذا افراد زیادی اسب خود را برای تازیدن در چنین میدانی زین کرده و تبلیغات انتخاباتی در این حوزه بیشتر و پیشتر از دیگر حوزه ها شروع گردیده است.

اما آن کسی كه هنوز نمي داند كه کارهای عمراني انجام گرفته توسط ادارات دولتی ربطي به نماينده ندارد چگونه مي تواند برود براي اين ملت قانون تصويب كند؟

آن کسی که در طول فعالیت خود حتی به اندازه یک برگ A4 هم فعالیتش منتشر نشده است چگونه می تواند نماینده این مردم باشد؟

آن کسی که نمیداند كه وظیفه نماينده  رصد یک به یک مخالفان و پرونده سازی برای آنها نیست چگونه می تواند نماینده این مردم باشد؟
آن کسی که میخواهد پروژه های انجام گرفته توسط نمایندگان قبلی را به نام خود بکند و هر روز با بسته های فرهنگی!!!عده ای را جهت بازدید به اینجا و آنجا می برد چگونه می تواند نماینده این مردم باشد؟

انگار مسئولين اجرايي اعم از وزیر،استاندار،فرماندار،رئيس جمهور و… منتظر بودند ايشان بيايد و بگويند: “لطفا به خاطر گل روی آقای یک دوره ای این طرح را تصویب،شروع و تكميل کنید.!!!
يكي ميگويد آمده ام به همه شما جوانان كار بدهم . اين داداشم هم سندش ! فعلا با این خوش باشید بعد كه رفتم بهارستان به شما كارهم خواهم داد!
آن يكي شبانه به این روستا و آن روستا رفته و ميگويد به جان مادرم اگر به من رأي بدهيد همينكه رفتم بهارستان تمام جاده هاي خاكي را ميدهم آسفالت كنند ، حتي حياط خانه هايتان را آسفالت می کنم.!!!

….من مانده ام در عجب … البته راست ميگویند ، خيلي وقت است بين خودشان و مردم سد زده اند و مدت مديدي است كه مردم را سرِ كار گذاشته اند و ثابت كردهاند كه بعد از بازی با احساسات مردم و گرفتن رأیشان،نمي شود پيدايشان كرد…
 بیخيال… همه چي آرومه

ترازوی عدالت سنجی!!!

ترازوی عدالت سنجی!!!

Balancing stones

-یکم:

(به اعتقاد ایشان پیشینه تاریخی عجب شیر که حکایت از تأسیس همزمان بخش کرج و بخش عجبشیر دارد در مقایسه با داشته و استفاده از پتانسیل های قانونی جهت ارتقاء این شهرستانها بر محور عدالت اجتماعی و بدور از تبعیض های ناروا اجتناب ناپذیر می باشد.!!!)

نوشته بالا دقیقا” عین بروشور انتخاباتی مهدی دواتگری در انتخابات مجلس نهم می باشد.

-دوم:

در خبرها داشتیم که دکتر علی جنتی رئیس دانشکده علوم پزشکی مراغه در گفت‌وگو با خبرنگاران با بیان اینکه ۱۵ تخت آی سی یو و ان.آی.سی.یو به تخت‌های بیمارستان‌های مراغه اضافه شده، اظهار داشت: از محل اعتبارات طرح تحول نظام سلامت تخت ان.آی.سی.یو و ۷ تخت آی.سی.یو به تخت‌های بیمارستانی این شهر اضافه گردیده و در بیمارستان‌های این شهر ۳۶ تخت آی.سی.یو و ان.آی.سی.یو فعال است.

وی تعداد تخت‌های بیمارستانی در مراغه را ۲۳۴ تخت اعلام کرده و افزوده:با بهره‌برداری از بیمارستان ابوعلی سینای مراغه تا پایان سال ۱۰۰ تخت به تخت‌های بیمارستانی مراغه اضافه می‌شود.

جنتی از صدور مجوز برای ساخت بیمارستان ۳۵۰ تختخوابی از سوی وزارت بهداشت و درمان در مراغه خبر داد.

وی افزود: ساخت این بیمارستان در مرحله انتخاب زمین است.

-سوم:

اینکه چنین امکاناتی در مراغه ایجاد می شود بسیار پسندیده و مطلوب است(هرچند از قول تا فعل فاصله بسیار است!!!)، لیکن مشکل در اینجاست که آن آقایی که در زمان تبلیغات انتخاباتی فریاد واعدالتا سر می داد و با انگشت گذاشتن روی حساسترین و مهمترین خواسته و مطالبه مردم یعنی عدالت، شعار” گسترش عدالت اجتماعی” و “افزایش سطح رفاه و آسایش عمومی و بهره مندی همه اقشار مردم از فرصتها و منابع منطقه ای” را می داد،امروز چگونه میتواند جوابگوی نه تنها مردم ،بلکه وجدان خویش باشد که ساخت تنها بیمارستان عجب شیر که با دستان باکفایت دکتر یوسف نجفی کلنگ زنی و در عرض چند ماه ۱۲ درصد پیشرفت فیزیکی داشت،در سه سال و نیم  حضور در مجلس،پیشرفت ۱۰ درصدی هم نداشته است ولی در نقطه مقابل در شهرستان مراغه نه تنها ۱۵ تخت آی سی یو و ان.آی.سی.یو به تخت‌های بیمارستان‌هایش اضافه شده و ۳۶ تخت آی.سی.یو و ان.آی.سی.یو و تعداد تخت‌های بیمارستانی ۲۳۴ تخت فعال بوده است و بیمارستان ابوعلی سینای مراغه تا پایان سال افتتاح شده و تعداد  ۱۰۰ تخت به تخت‌های بیمارستانی مراغه اضافه می‌شود.

از طرف دیگر مجوز ساخت بیمارستان ۳۵۰ تختخوابی در مراغه  از سوی وزارت بهداشت و درمان هم صادر شده است.

با در کنارهم گذاشتن موارد بالا این سئوال در اذهان عمومی متبادر می شود که یا واژه “عدالت ” معنا و مفهوم کاربردی دیگری پیدا کرده است و یا جنس شیشه های عینک عدالت بینی بعضی ها از نوع دیگری است و یا عدالت چیز خوبی است اما صرفا” در زمان نیاز به رأی مردم داشتن و تبلیغات انتخاباتی.!!!

معلوم نیست شاهین ترازوی عدالت سنجی چنین افرادی در کجا و با چه عیاری میزان شده است؟

allk7i5zh5sx

کیش و مات!!

کیش و مات!!

chess-weil

می توان گفت که شطرنج به ما می آموزد که ما باید برای رقابت سیاسی ، یک استراتژی مشخص با شناخت از رقیبمان داشته باشیم ! هرچند یادمان باشد که شطرنج بازی لحظه هاست ! استراتژی کلی از قبل مشخص می گردد ! ولی تصمیمات لحظه ای گرفته می شود و هیچ کس نمی تواند کل بازی را از قبل معین کند ! باید نسبت به حرکت رقیب و افکار رقیب در عین احترام با دقت و حساسیت بازی کرد و در شرایط حساس تصمیمات مهمی هم گرفت !! اساتید شطرنج بهتر می دانند که گاه شده در بازی شطرنج وزیر را قربانی کنیم تا پیاده ای به پله هشتم برسد و با همان پیاده حریف را مات کنیم .

شطرنج به ما می آموزد که باید ایمان داشته باشیم که سوارهای صادق و درستکار و معتدل همیشه حافظ ما پیاده ها هستند و به اقتضای بازی گاها خود قربانی میشوند تا پیاده ها به پله هشتم برسند .

شطرنج به ما می آموزد در دموکراسی به رقیب و افکار وی احترام بگذاریم ! فرصت دفاع به او بدهیم ! اما از استراتژی خود عقب نمی نشینیم و برای رسیدن به پیروزی تلاش خواهیم کرد !! برنده کسی است که برای حفظ و تعالی هویت جریانش ، تلاش و شایستگی بیشتری نشان بدهد .

شطرنج به ما می آموزد وقتی وارد بازی سیاسی شدیم و در یک گروه قرار گرفتیم دیگر بحث ، فردیت نیست !! در یک بازی شطرنج نمی گویند : وزیر مات کرد ! فیل مات کرد !سرباز کیش داد !!! می گویند سفید برنده شد یا سیاه برنده شد !!!! پس باید به گروه خود وفادار بمانیم وتصمیم جمعی گروه را قبول کنیم و بدانیم که در نهایت اصل استراتژی هویت جریان و خود جریان ، اقتدار حاکمیت نظام است و برنده شدن یک جناح یا یک حزب ! به معنای سرنگونی نظام نیست !! بلکه به معنای تغییر مسیر و استراتژی اجرائی در چهارچوب قوانین نظام است .

شطرنج به ما می آموزد که برای حفظ هویت خود می توانیم گامی یا حتی گامهایی عقب بگذاریم ! عقب نشینی آگاهانه در سیاست به معنای شکست نیست ! بلکه عقب نشینی اگاهانه برای حفظ هویت جریان و ساماندهی وضعیت در ان لحظه ضروری است !

بگذارید با مثالی واقعی مطلب را به پایان برسانم : بی دلیل نیست که چرچیل سیاستمداری بزرگ نام گرفته است ! چون به بازی شطرنج سیاست اشراف کامل داشته است !!! در جنگ جهانی دوم وقتی آلمان نازی به شوروی حمله می کند ، سران انگلیس خوشحال در جلسه ای در پارلمان همه با شادی از شکست شوروی می گویند و از نابودی آن بدست هیتلر ذوق زده هستند !! رای گیری می کنند تا تصمیم را نهائی کنند !! چرچیل می گوید : پیشنهاد می کنم که فعلا از مواضع اصلی خود یک گام به عقب بنشینیم و به شوروی کمک کنیم تا هیتلر را شکست دهد !!! وقتی دلیلش را می پرسند ، می گوید : شوروی رقیب ماست !!! ولی هیتلر ضد بشر است !!! پیروزی هیتلر ، یعنی نابودی بشریت !!!! ولی پیروزی شوروی ، یعنی حضور یک رقیب قوی !!! این به معنی آن است که ما تلاش بیشتری خواهیم کرد تا با پیشرفت و توسعه رقیبمان را شکست دهیم !

اینکه کدامین طریق سیاسی برای روی کارآمدن فردی قوی،کاربلد،بالیاقت،سالم،اصلح،کارآمد،صادق،دارای وجدان و تقوای سیاسی و…مطلوب حال و احوال منطقه ما شده و موجب کیش و مات تفکر نیرنگ و دروغ خواهد شد، سئوالی است که در آخرین ساعات هفتم اسفند ۹۴  جواب آن به طور مشخص داده خواهد داد. 

سزای پریدن

سزای پریدن

1247_755

بي‌حرمتي به ساحت خوبان قشنگ نيست

باور كنيد پاسخ آيينه سنگ نيست

سوگند مي‌خورم به مرام پرندگان

در عرف ما سزاي پريدن تفنگ نيست

با برگ گل نوشته به ديوار باغ ما

وقتي بيا كه حوصلة غنچه تنگ نيست

در كارگاه رنگرزانِ ديار ما

رنگي براي پوشش آثار ننگ نيست

از بردگي مقام بلالي گرفته‌اند

در مكتبي كه عزّت انسان به رنگ نيست

دارد بهار مي‌گذرد با شتاب عمر

فكري كنيد فرصت پلكي درنگ نيست

وقتي كه عاشقانه بنوشي پياله را

فرقي ميان طعم شراب و شرنگ نيست

تنها يكي به قلّه تاريخ مي‌رسد

هر مرد پا شكسته كه تيمور لنگ نیست

شنیدم که دزدی …

شنیدم که دزدی …

581066_61hea2zx-269x201

در زمانهاي قديم ، نه خيلي دور ، نه خيلي نزديك ، در دهي از دهات ايران مشهدي رجب نامي بود كه از دار دنيا فقط يك خر داشت از قضاي روزگار شبي ،‌ دزدي نابكار خر را از طويله مي ربايد . صبح با داد و قال مشهدي رجب همه جمع مي شوند و بعد از فهميدن ماجرا هركسي نظري ميدهد. اولي مي گويد عجب خر نفهمي بوده ؟؟!!! اگر عرعر ميكرد و جفتك مي انداخت دزد فرار ميكرد دومي مي گويد : مشهدي رجب مرد حسابي اين قفل كوچك كه زدي طويله مشكل دارد ، يك قفل بزرگ ميزدي ، دزد خر را نمي برد سومي مي گويد : اخر مرد حسابي اگر براي طويله چراغ ميگذاشتي ، دزد را مي ديدي چهارمي مي گويد : اگر خوابت سبك بود مي فهميدي و پنجمي و ششمي و… مشهدي رجب دست بالا مي برد و مي گويد خدايا از اين داستان در عجبم كه همه مقصرند الا دزد !!!!  

 

از این داستان نمیخواهم خودم نتیجه ای بگیرم ….

یکسال بعد در چنین روزی (قسمت سوم)

یکسال بعد در چنین روزی (قسمت سوم)

710291_533x378

**یکسال بعد در چنین روزی نماینده جدید مراغه و عجب شیر دیداری با آببران روستاهای شهرستان داشت. در این دیدار نماینده جدید قول داد در انتخابات آببران روستاها دخالت نکرده و با فشار عموغلی نسبت به حذف رییس اداره مربوطه اقدام ننماید.وی قول داد همچون گذشته دیگر نیازی به مجبورکردن مخالفان برای دیدار و اعلام آمادگی برای کمک در انتخابات نخواهد بود.

**یکسال بعد در چنین روزی نماینده جدید مراغه و عجب شیر به همراه معاون وزیر بهداشت،درمان و آموزش پزشکی و معاون وزیر راه و شهرسازی در بیمارستان در حال ساخت عجب شیر حضور یافته و با اعلام اینکه این پروژه در چهارسال گذشته به غیر از ۱۲ درصدی که در زمان نمایندگی دکتر نجفی صورت گرفته تنها ۸ درصد پیشرفت فیزیکی داشته است، برای تکمیل آن قول مساعد داد.

در این بازدید معاون وزیر راه و شهرسازی اعلام نمود در چهارسال گذشته ۱۳ بار از این پروژه دیدار نموده و برای تکمیل پروژه های بیمارستانی شهرستان مراغه اعتبارات لازم لحاظ گردیده است.!!!

**یکسال بعد در چنین روزی نماینده جدید مراغه و عجب شیردر گرمای ظهر طی بازدیدی از روستای آلمالو اعلام کرد که وی دیدارهای خود از روستاها را روزانه انجام خواهد داد و نیازی به حضور شبانه در روستاها ندارد چون از میزان محبت مردم به خود اطلاع کامل دارد. گفتنی است تعداد ۷۸۱ رأی از ۷۸۴ رأی مردم روستای آلمالو به نماینده جدید تعلق یافته است.!!!

**یکسال بعد در چنین روزی نماینده جدید مراغه و عجب شیر در دفتر ارتباط مردمی خود حضور یافته و با مراجعین دیدار نمود. در این دیدارها دیگر فردی به نام عموغلی نقش مفتش و سربازرس را ایفا ننموده و مردم به راحتی و بدون گذر از هفتخوان رستم با نماینده جدید دیدار کردند.

**یکسال بعد در چنین روزی نماینده جدید مراغه و عجب شیر،اعلام کرد برادری که حسابدار بانک باشد ندارد تا وی را به معاونت دانشگاه منصوب نماید.وی توضیح نداد که رابطه بین برادر، حسابدار بانک ، معاونت دانشگاه و نماینده چه میتواند باشد.!!!

**یکسال بعد در چنین روزی نماینده جدید مراغه و عجب شیر اعلام کرد که  در زمان تبلیغات انتخاباتی،حتی دانشجوی دکترا هم نبوده است و مخالفان !!!وی در فرمهای عقد قرار داد ستادهای انتخاباتی، در اول نام وی پیشوند ” دکتر” را نوشته اند.وی همچنین اعلام کرد که دروغ نخواهد گفت. 

ادامه دارد….

زمستان نیست اما برف باریده ست در کوچه

زمستان نیست اما برف باریده ست در کوچه

picture1.gallery_گالری-عکس-ققنوس-77-300x168

در سفر اخیر دکتر جبارزاده استاندار آذربایجان شرقی به شهرستان عجب شیر، تنها از یک طرح عمرانی شهرداری جوان‌قلعه با اعتباری بالغ بر ۶۰ میلیون تومان بهره‌برداری شده است.

ضمن تشکر از تلاشهای صادقانه شورای شهر و شهردار جوانقلعه آیا این سئوال به ذهن متبادر نمیشود که به هنگام سفر استاندار به یک شهرستان تنها یک پروژه آنهم ۶۰ میلیون تومانی به بهره برداری برسد؟

آیا در شهر عجب شیر که جمعیت آن ۶۰ برابر جوانقلعه است پروژه ای در حال احداث و یا بهره برداری نبود؟

آیا در شهرستان مراغه هم حجم ریالی پروژه های افتتاحی ۶۰میلیون تومانی بود؟

کجایند آنهایی که شعار می دادند که هردو شهرستان حوزه انتخابیه را با یک چشم خواهند دید؟

آیا این بود نمود عدالت محوری شان در نگرش متعادل و مساوی به هر دو شهرستان؟

 ۵۰ درصد از اعتبارات ۱۸ میلیارد تومانی تخصیص یافته به شهرستان عجب شیر(اعلام شده توسط رییس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی آذربایجان شرقی در سفر مذکور) چگونه و کجا هزینه گردیده است ؟

آیا …..

 

جواب این آیاها قطعا” در هفتم اسفند ۹۴ دیدنی خواهد بود. 

باز هم استخر،پارکینگ،مزایده!!

 باز هم استخر،پارکینگ،مزایده!!

چندی قبل مطلبی تحت عنوان (استخر،پارکینگ،مزایده!!) در خصوص قیمت زمین واگذاری جهت پارکینگ کنار استخر عجب شیر و مبلغ زمین واگذار شده جهت ساخت استخر فوق نوشته شده و این موضوع در نشریه اولویت اول منعکس گردیده و روابط عمومی شهرداری هم به آن جوابیه ای ارسال کرده است.

اما در جوابیه مذکور پاسخ سووالات و شبهات نه تنها ارائه نشده بلکه شبهاتی نیز افزون گردیده بود:

آگهی مزایده نوبت اول در مورخه ۸۴/۱۰/۵ و آگهی مزایده نوبت دوم در مورخه ۸۲/۴/۳۱ یعنی دو سال و پنج ماه قبل از نوبت اول !!!!! صادر گردیده است و این کار موضوع فوق را کمی تا قسمتی مشکوک می نمایاند.!!!

 بحث اصلی در این مطلب این بود که آیا از بابت زمین استخر پولی از طرف سازنده آن به شهرداری واریز شده است یا نه؟

اگر واریز شده مبلغ آن چقدر بوده و بر طبق کدام سند واریز گردیده است و آیا در زمان واگذاری استخر فوق به فرد دیگر،منافع شهرداری لحاظ و تأمین شده است یا نه؟

حال از شهرداری انتظار می رود جهت تنویر افکار عمومی تصویر فیش واریزی از بابت زمین استخر را در اختیار عموم قرار دهد.همین.

hyik5v2rnyy9