تبریک

تبریک

 

سُرنا

سُرنا

سرنا

بی شک مهمترین سخن مجموعه های آموزشی وسیاسی کشور، استان و علی التخصیص شهرستانهای مراغه و عجب شیر در یک هفته گذشته، انتصاب دکتر یوسف نجفی به سمت معاونت حقوقی و امورمجلس وزارت آموزش و پرورش می باشد.

انتصابی که موجب برهم خوردن معادلات انتخاباتی حوزه انتخابیه مراغه و عجب شیر شده تا جایی که بعضی از کاندیداها،با تمام توانشان نتوانستند شادی خود از این اتفاق را پنهان سازند چرا که در صورت کاندیداتوری دکتر نجفی،تقریبا" نتیجه انتخابات از هم اکنون مشخص می بود.

اما موضوعی که نمی توان کتمان نبود آنست دکتر نجفی بدان چه شایسته آنست نرسیده و انتصاب فوق،حداقل ترین هست که نصیب وی شده است و جا دارد به مجموعه آموزش و پرورش کشور حضور فردی فرهیخته همچون دکترنجفی در آن را تبریک گفته و امیدوار به تغییرشرایط نه چندان خوشایند فعلی بود.

از دیگر سو شاهد آن هستیم که سیل کاندیداهای مراغه ای که بزرگترین تابلوی عملکردی و شاخص حضور اکثرشان،کرور کرور پول زبان بسته می باشد راهی شهرستان عجب شیر شده اند تا از این کلاه،نمدی برای خود ببافند.

من نمیدانم بعضی از این کاندیداهای احتمالی نه چندان محترم،مردم این خطه را چه فرض کرده اند؟واقعا" بر این باورند که افکار و باورها و حق انتخاب ما را با پول می توان خرید؟

روزانه سفره های رنگارنگ در مساجد و محافل گسترده شده و کمکهایی است که به صورت دلخواه و در راه خدا!!!! به این محفل و آن فرد صورت میگیرد و دور از چشم شیطان چقدر بعضی ها خدایی شده اند؟!

بی تردید چشمان تیز ناظران شورای نگهبان رصد کننده این مسایل بوده و هست.لیکن آنهایی که در حد لیاقت و شعور خودشان،به مردم قیمت گذاشته و با عینک پول میخواهند همه چیز را دیده و سرنوشتمان را به سکه هایی که منشأ و مأخذشان نامعلوم است گره می زنند،سرنا را از طرف گشادش می زنند و با این کارشان نه تنها ماهیت ذاتی خود را بروز می دهند بلکه هر آنچه که در شأن خودشان هست برای مردم نسخه پیچی می نمایند لذا شایسته آنست که:

بخورید و بیاشامید ولی به این نوع افراد اعتماد نکنید.

چه خبر؟

چه خبر؟

جواب معما اسم دختر چاقو تفنگ ناز ؟

 

گفتی چه خبر؟ از "تو" چه پنهان خبری نیست

در زندگی ام، غیر زمستان خبری نیست

در زندگی ام، بعد "تو" و خاطره هایت

غیر از غم و اندوه فراوان خبری نیست

انگار نه انگار دل شهر گرفته ست

از بارش بی وقفه ی باران خبری نیست

ای کاش کسی بود که می گفت به یوسف

در مصر به جز حسرت کنعان خبری نیست

از روز به هم ریختن رابطه ی ما

از خاله زنک بازی تهران خبری نیست!

گفتند که پشت سرمان حرف زیاد است

از معرفت قوم مسلمان خبری نیست!

در آتش نمرود "تو" می سوزم و افسوس

از معجزه ی باغ و گلستان خبری نیست!

در فال غریبانه ی خود گشتم و دیدم

جز خط سیاهی ته فنجان خبری نیست

گفتی چه خبر؟ گفتم و... هرگز نشنیدی

جز دوری ات ای عشق، به قرآن خبری نیست...

خانه ی شیشه‌ای

خانه ی شیشه‌ای

 img/daneshnameh_up/c/c6/Cristal.png

اگر نگاهی کوتاه به اخبار یکی دو ماه اخیر داشته باشیم در کنار هزاران مورد خبری،موارد ذیل بیشتر به چشم می آید. 
- عده‌ای از مدیران نظام سالهاست حقوق‌ها و مزایایی بالاتر از حد معمول و متعارف جامعه را دریافت می‌کرده اند.
- عده‌ای از مدیران شهرداری و افرادی خارج از شهرداری املاکی را در بهترین نقاط تهران با تخفیف‌های بسیار بالایی دریافت می‌کردند.
- افشای پرونده یک قاری مشهور با اتهام مفاسد اخلاقی که پرونده‌اش از حدود سال 90 در جریان بوده است و خبرهای دیگری از این دست.
وجه مشترک این چند خبر چیست؟ به نظر می‌رسد که همین سه رویداد با همه‌ی تفاوت‌هایی که با هم دیگر دارند در یک موضوع مشترکند و آن اینکه جز اسرار مگویی بوده‌اند که در روزگاری که این شکل از محرمانه دانستن همه چیز و افراط در سنت محرمانگی کارایی خودش را از دست داده است افشا شده اند. این چند خبر تنها چند نمونه است از یک اتفاق بزرگی که در ایرانِ ما سال‌ها پس از بسیاری از کشورهای جهان در حال رخ دادن است و آن رو شدن همه‌ی موضوعاتی است که راست و چپ از مردمی که ولی نعمت خوانده می‌شدند و ارباب رجوع، پنهانش می‌کردند.
در این دوران همه محکومیم به شفافیت. به این معنا که چه بخواهیم چه نخواهیم، چه خوشمان بیاید چه از آن دوری گزینیم همه‌ی موضوعات دیر یا زود در اختیار مردم قرار می‌گیرد و نمی‌توان با هیچ محدودیتی هم مانع چنین افشاگری هایی شد. در چنین وضعیتی دو راه پیش روی تصمیم گیران است؛ یا مانند دوران پیش از این روزگار با همان روش قدیمی و پوسیده سراغ برخوردهای چکشی بروند و افشاگران را به سکوت دعوت کنند که در چنین شرایطی نه تنها مسئله حل نمی‌شود بلکه مشتی دروغ و راست درباره‌ی هر موضوعی که مهر ممنوعه بر آن بخورد بین مردم دست به دست خواهد شد یا اینکه کمی از این افراط در محرمانه دانستن هر چیزی که گریبان همه را گرفته است دست برداریم و واقعیات را بدون مصلحت‌سنجی‌های نابجا پیش از آنکه دیگران با اغراضی که شاید داشته باشند بیان کنند در اختیار مردم قرار دهیم.
امروز همه مسئولان باید خود را در خانه هایی شیشه‌ای تصور کنند که هر رفتار و گفتارشان برابر چشم مردم قرار دارد و به هیچ عنوان نمی‌توان موضوعی را از مردم پنهان نمود. برای آنکه نوع مواجهه مان با رسانه‌ها و افشاگران در چنین فضایی متناسب با همین دوران باشد می‌توانیم با "شفافیت" در مسائل و اینکه چه بخواهیم و چه نخواهیم این اسرار آشکار خواهد شد،عمل نماییم.

سیاست شطرنجی

سیاست شطرنجی

می توان گفت که شطرنج به ما می آموزد که ما باید برای رقابت سیاسی ، یک استراتژی مشخص با شناخت از رقیبمان داشته باشیم ! هرچند یادمان باشد که شطرنج بازی لحظه هاست ! استراتژی کلی از قبل مشخص می گردد ! ولی تصمیمات لحظه ای گرفته می شود و هیچ کس نمی تواند کل بازی را از قبل معین کند ! باید نسبت به حرکت رقیب و افکار رقیب در عین احترام با دقت و حساسیت بازی کرد و در شرایط حساس تصمیمات مهمی هم گرفت !! اساتید بزرگوار شطرنج بهتر می دانند که گاه شده در بازی شطرنج وزیر را قربانی کنیم تا پیاده ای به پله هشتم برسد و با همان پیاده حریف را مات کنیم .

شطرنج به ما می آموزد که باید ایمان داشته باشیم که سوارهای صادق و درستکار و معتدل همیشه حافظ ما پیاده ها هستند و به اقتضای بازی گاها خود قربانی میشوند تا پیاده ها به پله هشتم برسند .

شطرنج به ما می آموزد در دموکراسی به رقیب و افکار وی احترام بگذاریم ! فرصت دفاع به او بدهیم ! اما از استراتژی خود عقب نمی نشینیم و برای رسیدن به پیروزی تلاش خواهیم کرد !! برنده کسی است که برای حفظ و تعالی هویت جریانش ، تلاش و شایستگی بیشتری نشان بدهد .

شطرنج به ما می آموزد وقتی وارد بازی سیاسی شدیم و در یک گروه قرار گرفتیم دیگر بحث ، فردیت نیست !! در یک بازی شطرنج نمی گویند : وزیر مات کرد ! فیل مات کرد !سرباز کیش داد !!! می گویند سفید برنده شد یا سیاه برنده شد !!!! پس باید به گروه خود وفادار بمانیم وتصمیم جمعی گروه را قبول کنیم.

شطرنج به ما می آموزد که برای حفظ هویت خود می توانیم گامی یا حتی گامهایی عقب بگذاریم ! عقب نشینی آگاهانه در سیاست به معنای شکست نیست ! بلکه عقب نشینی اگاهانه برای حفظ هویت جریان و ساماندهی وضعیت در آن لحظه ضروری است !

بگذارید با مثالی واقعی مقاله را به پایان برسانم : بی دلیل نیست که چرچیل سیاستمداری بزرگ نام گرفته است ! چون به بازی شطرنج سیاست اشراف کامل داشته است !!! در جنگ جهانی دوم وقتی آلمان نازی به شوروی حمله می کند ، سران انگلیس خوشحال در جلسه ای در پارلمان همه با شادی از شکست شوروی می گویند و از نابودی آن بدست هیتلر ذوق زده هستند !! رای گیری می کنند تا تصمیم را نهائی کنند !! چرچیل می گوید : پیشنهاد می کنم که فعلا از مواضع اصلی خود یک گام به عقب بنشینیم و به شوروی کمک کنیم تا هیتلر را شکست دهد !!!

وقتی دلیلش را می پرسند ، می گوید : شوروی رقیب ماست !!! ولی هیتلر ضد بشر است !!! پیروزی هیتلر ، یعنی نابودی بشریت !!!! ولی پیروزی شوروی ، یعنی حضور یک رقیب قوی !!! این به معنی آن است که ما تلاش بیشتری خواهیم کرد تا با پیشرفت و توسعه رقیبمان را شکست دهیم !

اینکه سیاست شطرنجی مطلوب حال و احوال منطقه ماست یا شطرنج سیاسی؟سئوالی است که پاسخ آن را گذر زمان خواهد داد.

جشن ماهی خوران

جشن ماهی خوران

ماهی کارتونی

 

این انتخابات مانند سیرخواص زیادی دارد که هرچقدر بگوییم کمتر گفته ایم.

می گویند خواص سیر به قدری زیاد است که با خواندن فواید و خواص آن شاید خود را مجبور به استفاده از آن در هر وعده غذایی و در طول روز بکنیم اما در برخی موارد هم باید در مصرف سیر احتیاط کرد.به طور خلاصه اما مفید می توان گفت که سیر سرشار از فولیک اسید، ویتامین C، کلسیم، آهن، منیزیم، پتاسیم و مقدار کمی روی و ویتامین های B2، B1 و B3 است.

اما به نظر این حقیر فواید انتخابات هزاران برابر بیشتر از سیر است.چون یکی از منابع اصلی برگزاری انتخابات، شام و ناهار است که سیر تنها تشکیل دهنده قسمتی از شام و ناهار است.

گویا شش ماه مانده به انتخابات میاندوره ای در حوزه انتخابیه مراغه و عجب شیر،توفیقات و فواید انتخابات بیش از پیش برای عده ای از عزیزان حاصل می شود.

یک روز عده ای سفر داخل و خارج می روند.روز دیگر در دریا و اقیانوس!! ماهیچه صرف می نمایند و اکنون خبر می رسد که نسبت به تناول ماهی اقدام نموده اند.

اینکه این کارها درست یا غلط است در حوزه کاری ما نیست.لیکن خدمت آن عزیزی که قصد دارد دوباره در انتخابات شورا کاندیدا شود عارضیم که نکن برادر جان.اینکارو نکن.مردم تمام حرکات انتخاباتی را زیر نظر دارند.همه به ذات همچون طبل توخالیتان پی برده اند.

گیرم که در دیزی باز است حیای گربه کجا رفته است.آن بنده ی خدا تقّی به توقّی خورده و پولی گیرش آمده و می خواهد پولهایش را بادِ هوا کرده و به اصطلاح نماینده شود. شمایی که با رأی عجب شیریها کسی شده ای و به واسطه هزاران ترفند رییس،معاون و یا کارمند فلان اداره شده و شخصیت حقوقی پیدا کرده ای.چگونه  به خودت اجازه می دهی به خاطر یک وعده غذا ،حیثیت یک شهرستان را به ثمن بخس بفروشی و هر روز در سرِ سفره یک کاندیدا شکم چرانی کرده و همچون واتو واتو در هر لحظه ای به شکلی آمده و به دهها نفر قول همکاری بدهی؟ 

 

قانون‌ گذارانِ قانون ‌شکن!!!

قانون گذارانِ قانون شکن!!!

همه نظام‌هاي سياسي كه خواستگاه آنان مردم سالاري است، دغدغه مشاركت شهروندان در فرايندهاي سياسي بعنوان بازيگران موثر اين فضا را دارند. دموكراسي و مشاركت مردمي نيز رويكردهاي متعددي دارد ليكن انتخابات بارزترين جلوه آن است و بنا به زمينه‌هاي سياسي هر كشور، شاخصي از مشروعيت آن كشور ميتواند باشد.

انتخابات  و رفتار تبلیغات انتخاباتي، نوعي كنش سياسي است كه با كاركردهاي ساختاري زير سيستم هاي اقتصادي و  فرهنگي در سطح كلان نظام اجتماعي رابطه دارد.

نظر به اينكه نوع تبلیغات انتخاباتي کاندیداها نسبت به گذشته تغيير يافته، لذا بايد سازوكارها و شيوه‌هاي متناسب با آن جهت هدايت و افزايش مشاركت انتخاباتي مردم به كار بسته شده و اجرای "قانون" و "قانونمندی" سرلوحه تمام فعالان انتخاباتی باشد.

مقصود از قانون در معناي عام، تمام مقرراتي است كه از طرف يكي از سازمان‌هاي صلاحيت‌دار دولت وضع شده باشد. ممكن است اين سازمان (مرجع) قوه مقننه، رئيس دولت يا يكي از اعضاي قوه مجريه باشد. بنابراين طيف وسيعي از مقررات به عنوان قانون ناميده مي‌شود و شامل تمام مصوبات مجلس، تصويب نامه‌ها، آيين‌نامه‌ها و بخش‌نامه‌هاي اداري مي‌شود.

در جمهوري اسلامي ايران، تصويب قانون به معناي خاص فقط در صلاحيت مجلس شوراي اسلامي است. اصل پنجاه و هشتم قانون اساسي در اين زمينه اشاره دارد: اعمال قوه مقننه از طريق مجلس شوراي اسلامي است كه از نمايندگان منتخب مردم تشكيل مي‌شود.

با نگاهی کوتاه به قانون اساسی و فرمایشات امام خمینی(ره) میتوان چنین اذعان نمود که مجلس مهمترین رکن تصمیم‌گیری در جمهوری اسلامی ایران است که می‌تواند در عموم مسائل کشور در حدود مقرر در قانون اساسی قانون وضع کند.

بی گمان رعایت قانون برای عموم مردم به صورت عام و برای آنهایی که خود را برای قانون گذاری نامزد می کنند به صورت خاص امری لازم الاجرا و در عین حال پسندیده است لیکن گویا این موضوع در حوزه انتخابیه مراغه و عجب شیر صورت برعکس به خود گرفته است.

هنوز پیکر مرحوم دکتر محمدعلی حسین زاده نماینده منتخب مردم در 18 اردیبهشت 1395 به خاک سپرده نشده بود که برای عده ای تکلیف گردید که خود را کاندیدای انتخابات میاندوره ای مجلس شورای اسلامی در این حوزه نموده و دوربین های عکاسی را به زحمت انداختند.!!

 از طرف دیگر بودند افرادی که خود را از مردم دانسته و حتی با رأی مردم در ادوار گذشته پارلمان نشین شده بودند ولی نخواستند و یا نتوانستند در تشییع جنازه و مجالس ترحیم و تذکر مختلف منتخب مردم شرکت نمایند.!!

رفته رفته جلسات خصوصی و گاها عمومی انتخاباتی توسط کاندیداهای مختلف در جاهای گوناگون تشکیل می گردد و این مدعیان قانونمداری که صرفا" برای خدمت !! و قانونگذاری و نظارت !! احساس تکلیف کرده اند خود اولین قانون شکنان محسوب می شوند و گویا مرجعی هم برای پیشگیری و رسیدگی به جرایم و تخلفات انتخاباتی وجود نداشته و حساسیت لازم از سوی نهادهای ناظر مشاهده نمی شود.

در سوی دیگر ماجرا تمامی صفحات مجازی به خصوص تلگرام که با نفوذ ترین و پرکاربردترین برنامه چت در بین عموم مردم به خصوص دانشجویان است منشأ اصلی این تبلیغات ها است که از مدت های قبل شاهد تبلیغات طرفداران این کاندیداها در قالب گروه های جوک و چت گرفته تا گروه های خبری و تحلیلی بوده و  فضای مجازی شاهد برگزاری اولین تبلیغات مجازی در قالبهای مختلف نظیر پویش دعوت از...،کمپین دعوت از...،حامیان...،کانال دوستداران... و... شده است.

در این میان صرف هزینه های هنگفت و پولهای بی زبانی که خرج می شود خود موضوعی دیگر است که چون تبلیغات زود هنگام قانونی نمی باشد، نامزدها به اجبار از راه های فرعی وارد شده و اکثرا" هزینه های بیشتری هزینه میکنند که البته در بیشتر موارد هیچ فایده و اثر ماندگاری جز نشان دادن دست و دلبازی و سفره داری فلان نامزد و نماینده را نشان نمی دهد و مثل معروف «مگه پول علف خرسه»  را بطور کامل  به معرض نمایش می گذارد.

دادن پوشش عمل خیر به رفتارهای تبلیغاتی نظیر کمک به ساخت مسجد و پل، سفرهای تبلیغاتی و...هم از روشهای دیگری است که مشاهده می شود.

اما آنچه که بسیار مهم به نظر می رسد این است که این فعالیتهای پیش از موعد از سوی "قانون گذارانِ قانون شکن!!!"  در حالی انجام می گیرد که هنوز تایید صلاحیتی از سوی وزارت کشور و شورای نگهبان صورت نگرفته و هر یک از نامزدها ممکن است به علل مختلف از حضور در میدان رقابت انتخاباتی باز مانده و این موضوع در درجه نخست باعث گمراهی افکار عمومی شده و از سوی دیگر انتظارات و حقوق کاذبی در ذهن خود داوطلبان و هواداران آنها ایجاد می کند که می تواند منجر به بد اخلاقیها و حتی برخوردهای شدیدتر شود. 

با نگاهی کوتاه به فعالان کاندیداتوری احتمالی انتخابات میاندوره ای حوزه انتخابیه مراغه و عجب شیر،بسیاری از قانونمداران در بین آنها مشاهده می شود.اسامی که می توان بعضی از آنها را در قالب جریان های سیاسی اصلاح طلب،اصولگرا و معتدل تعریف کرد.

سعید محمدی،بهمن محمودی،بولود سلیمانی،یعقوب مهدوی،مهدی دواتگری،صادق سلطانپور،محمدعلی جم،یعقوب حسینی،علی باقرپور آذریان،امیریوسف وحدانی،حبیب اختری،بهرام رضایی،منصور پورموذن،محمد پروین،علی قنبرزاد،میر حیدر جعفری حصارلو،سید مصطفی سیدهاشمی،لیلا مصری،محمدعلی مددی،سعید نقوی،شهریار اسکندری،نادر ابراهیمی،قنبرزاد،علیزاد و... از جمله کاندیداهای احتمالی است که نامشان به گوش می رسد.

مخلص کلام اینکه نتیجه مراحل اول و دوم انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه مراغه و عجب شیر بیانگر آنست که اگر تمامی عوامل نظیر پرونده سازی برای مخالفان،حذف مدیران مخالف،تغییر جبهه سیاسی از این جناح به آن جناح،جلوگیری از ارتقاء اداری مخالفان،ترجیح هم ستادیها بر عموم مردم یک شهرستان،دعوت به سخنرانی و بالا یردن زورکی دست افراد و چهره های سیاسی کشوری ،استفاده از ابزارهای مختلف سیاسی اداری نظیر روسای ادارات،اکثریت اعضای شوراهای شهر و روستا،هزینه ها و پولهای میلیاردی و... دست به دست هم دهند تا بر خلاف خواسته اکثریت مردم ، فردی منفورالقلوب را محبوب نشان داده و پیروز رقابتها کنند.این کار میسر نشده و خوابی غیر قابل تعبیر می باشد.

از نگاهی دیگر اگر زوایه دید خود را کمی تغییر دهیم و با دقت و تأمل نظاره گر رفتار بعضی از نامزد های انتخابات مجلس باشیم شاید این مثَلِ معروف صورت عینی به خود بگیرد که"آرتیست ها در آخرِ فیلم وارد می شوند".