حالت چشمت

حالت چشمت

 زیباترین شاخه گل های رز

نرگس مست تو ترسم بدهد کار به دستم

تا نگاهش بکنم حرف در آرند که مستم

حاکم شرع دقیق است وبه یک طرفه العینی

حکم شلاق دهد ... این که یقین باده پرستم

گرگ یوسف ندریده چه برد بهره انکار

رنگ پیراهن چشمم بزند جار که هستم

موج دریای شراب است مرا حالت چشمت

نشئه می آرد و دل می برد و عقل ز دستم

مست چشمان تو فارغ بود از منت خمار

توبه کردم ز می و ساغر و پیمانه شکستم

چار تکبیر به دنیا زدم و هر چه به دنیاست

دیده را بستم و جز مهر تو از جمله گسستم

چون سیه مستی ام از نرگس مست تو مرا بس

دل گسستم ز سوای تو و در پای تو بستم

اولین دیگر تبریزی ها

اولین دیگر تبریزی ها

مردم تبریز را باید ستود و تحسین کرد، بی هیچ تردیدی. آنها از همگراترین مردمان ایران هستند و رشد همه جانبه این شهر در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی رهین همین همبستگی و دوراندیشی مردمانش هست.

زمانی آنها تصمیم گرفتند دیگر به هیچ گدایی پول ندهند تا شهرشان اولین کلانشهر بی گدای ایران باشد؛ به جایش مؤسسات خیریه مردمی تشکیل دادند که نیازهای فقرای واقعی را برآورده سازند. نکته اینجاست که اگر تنها تعدادی از مردم، یا این عزم گروهی همراهی نمی کردند، عنوان شهر بدون متکدی، به تبریز نمی رسید.

زمانی دیگر که مهاجران غیر قانونی افغان به شهرهای مختلف ایران روانه شدند و بسیاری از کارفرمایان با قیمت های ارزان آنها را به کار گرفتند، تبریزی ها تصمیم گرفتند فرصت های شغلی شهرشان را برای فرزندان خود نگه دارند و به همین خاطر از خیر کارگران ارزان و بدون بیمه افغان گذشتند؛ بدین ترتیب، تبریز تنها شهر صنعتی ایران شد که هیچ کارگر افغانی در آن کار نمی کند.

سال ها پیش، اتوبوسرانی تبریز، چند ریال بر قیمت بلیت افزود و تبریزی ها که این افزایش را غیرمنصفانه می دانستند، تصمیم گرفتند که تا برگشت قیمت ها به وضعیت قبلی سوار اتوبوس نشوند و در نهایت هم همان شد که مردم می خواستند.

در دوران اصلاحات نیز وقتی مدیریت ارشد استان، شرکتی عمومی برای بهسازی شهر تشکیل داد، مردم تبریز یا سرمایه های خرد و کلان شان در آن مشارکت کردند و در اندک سالی، چهره شهرشان را دگرگون کردند.

این روزها نیز از بازار تبریز خبری می رسد که می تواند برای همه ما مردم ایران الگوی عملی باشد. بسیاری از بازاریان تبریز تصمیم گرفته اند دیگر منتظر تصمیمات و اقدامات مسؤولان برای مبارزه با قاچاق کفش نباشند و خودشان کاری کنند کارستان. آنها تابلوهایی پشت ویترین مغازه هایشان زده اند که رویش نوشته است فقط کفش ایرانی می فروشیم.

بدین ترتیب، کفش های بی کیفیت چینی که در سایه بی عملی مسؤولان، خود را بازار تحمیل کرده و باعث بیکاری بسیاری از کارگران و ورشکستگی تولیدکنندگان شده بوده بودند، بعد از سال ها، ناگزیر از عقب نشینی شده اند و رونق، بار دیگر به این صنعت پرقدمت تبریز بازگشته است. امروز کفش تبریز که جزو برندهای معتبر کفش در ایران است، جان دوباره ای گرفته است.

مردم تبریز هم، همانند همیشه تاریخ شان در این باره نیز همگرا شده اند و دیگر کفش های چینی نمی خرند.

این الگو، اگر درباره کالاهای باکیفیت دیگر ایرانی و نیز در شهرهای دیگر کشور تکرار شود، آنگاه می توان گفت که مردم ایران، بدون نیاز به مصوبات مجلس و هیات دولت و نظام بروکراتیک اداری و همایش های آنچنانی و وعده و وعیدهای توخالی و بودجه های کلان و ... توانسته اند از خود و فرزندان خود در قبال کالاهای قاچاق حمایت کنند و رونق اقتصادی را به دست خودشان رقم بزنند.

تبریز را به عنوان "شهر اولین ها" می شناسیم و اینک بار دیگر این شهر، اولین شهری شده است که مردمش برای نجات اقتصادی دست به انتخاب زده اند. تبریزی ها، تحسین برانگیزند.

مشارکت بیشتر، ترامپیدن کمتر!

مشارکت بیشتر، ترامپیدن کمتر!

 

حالا که جهان ترامپیده است دوباره وقت آن رسیده است که با هم یک اصل مهم را مرور کنیم. در انتخابات ریاست جمهوری آَمریکا در سال 2016، ۱۲۶ میلیون نفر در انتخابات شرکت کردند که این یعنی حدود ۵۵ درصد از شهروندان واجد شرایط آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری رای دادند.

در همین ارتباط سی‌.ان‌.ان اعلام کرد که میزان مشارکت مردمی در انتخابات 2016 پایین‌ترین میزان در ۲۰ سال گذشته در آمریکا بوده است. نکته جالب در این میان اما این است که به‌رغم مشارکت پایین، نتایج در ایالت‌های کلیدی که موجب پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات شد، نشان می‌دهد که رای‌دهندگان بیشتری نسبت به سال ۲۰۱۲ رای خود را به صندوق انداختند.

وقتی مردم در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا رأی می‌دهند، در واقع با این رأی به نمایندگانشان در کالج الکترال که شامل 538 عضو است، حکم می‌کنند که به چه‌کسی رأی دهند. یعنی نمایندگان کالج الکترال از خودشان حق رأی ندارند و رأیشان نمادین است و متعلق به نامزدی است که مردم همان ایالت او را انتخاب کرده‌اند.

اینکه هر ایالت چه تعداد نماینده در کالج الکترال دارد به جمعیت آن ایالت و نسبت آن به کل کشور بستگی دارد. ایالت‌های پرجمعیتی مانند کالیفرنیا، تگزاس، نیویورک، فلوریدا، پنسیلوانیا و ایلی‌نویز که بیشترین جمعیت را در میان ایالت‌های آمریکا دارند، بیشترین آرای الکترال را هم به‌خود اختصاص داده‌اند. مردم این ایالت‌های پرجمعیت در انتخابات شرکت کردند و رای خود را به نفع ترامپ به صندوق انداختند و به همین واسطه آرای الکترال هم به صندوق ترامپ ریخته شد و همین امر باعث شد تا رای الکترال بیشتر نسبت به هیلاری کلینتون به کاخ سفید برود.

اگر آن 45 درصد شرکت نکرده در انتخابات، رای می‌دادند یا حداقل نیمی از آنها در این انتخابات شرکت می‌کردند شاید هیلاری امروز رییس جمهور آمریکا بود.

انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نشان داد عدم مشارکت حداکثری در انتخابات می‌تواند به پیروزی یک تندرو همچون ترامپ منتهی شود.

احتیاج نیست زیاد راه دور برویم در همین ایران خودمان هم هر وقت همه مردم به پای صندوق‌های رای نرفتند، نام و یا نام‌هایی از صندوق بیرون آمد که به منافع ملی ضربه وارد کرد.

به طور مثال در سه انتخابات مجلس‌های هفتم، هشتم و نهم مشارکت مردم تهران زیر چهل درصد بوده است. در مجلس هشتم تنها 30 درصد مردم تهران را خود را به صندوق انداختند. به جز مشارکت 64 درصدی مردم کل کشور در انتخابات مجلس نهم و در انتخابات مجلس هفتم و هشتم تنها 51 درصد مردم رای‎‌های خود را به صندوق ریختند.

در سال 81 تنها 562 هزار و 522 نفر ( حدود 13 درصد) در انتخابات دوره دوم شورای شهر تهران شرکت کردند. در این انتخابات 40 میلیون و 501 هزار و 783 نفر در کل کشور واجد شرایط بودند که تنها 49 درصد از این واجدین شرایط در انتخابات شرکت کردند این عدم شرکت منجر به پیروزی جریانی در انتخابات شد که حاصل آن شهرداری محمود احمدی نژاد در پایتخت بود.

احمدی نژاد بعد از شهردار شدن خود را در قامت یک رجال سیاسی دید و تصمیم گرفت به کرسی‌های بالاتر فکر کند.

اگر همه مردم در انتخابات‌های مختلف شرکت می‌کردند شاید سرنوشت ایران به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد. خرداد 92 را نگاه کنید. حضور 72 درصدی مردم در انتخابات باعث شد تا جریان اعتدال در کشور به قدرت برسد. در انتخابات مجلس دهم نیز مردم در کل کشور 62 درصد و در تهران 50 درصد رای خود را به صندوق ریختند که حاصل این رای، راه پیدا نکردن تندروها به پارلمان بود.

عدم مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده هم می‌تواند منجر به تکرار تفکر تندروی در ایران شود. ایرانی که توانسته است بعد از چهار سال چهره خود را نسبت به 8 سال دولت‌های نهم و دهم تغییر دهد.

عاقبت پيروزيِ خود را ميسّر مي‌كنند

 عاقبت پيروزيِ خود را ميسّر مي‌كنند

 اس ام اس باحال شکلک دار (2)

دلبران با اودكلن خود را معطر مي‌كنند

با چنين ترفند، گل را خاك بر سر مي‌كنند

طول و عرضِ بينيِ خود را چو كاهش مي‌دهند

آن كدو را نيك با فندق برابر مي‌كنند

پاچه‌ي شلوار تا زانوست، يا كوتاه‌تر

مانتوي كوتاه و تنگي نيز در بر مي‌كنند

روسري از شال گردن هم كمي باريك‌تر

گاه اصلاً دستمالي حافظِ سر مي‌كنند

پاشنه هستش  هفشده سانت، شايد بيشتر

بس رقابت‌ها كه با سرو و صنوبر مي‌كنند

گرچه در ظاهر كمند و تيرشان نامرئي است

ليك خيلي آشكارا صيد شوهر مي‌كنند

سروران هم در زمانِ انتخابات و فلان

كارهايي در رديف كار دلبر مي‌كنند

چند تا انگشتر نقره، نگين‌اش از عقيق

بر چهار انگشت نرمِ خويش زيور مي‌كنند

از هفشده مال قبل از راي‌گيري، جملگي

خويشتن را ساكنان پاي منبر مي‌كنند

در «سلام» از خلق مي‌گيرند پيشي هر زمان

هم به اصغر عرضِ كرنش، هم به اكبر مي‌كنند

بر جوانان شغل و مسكن، وام و ماشين مي‌دهند

خلق را با وعده‌هاي خوب، منتر مي كنند

با هزاران وعده‌ي خوب و قشنگ و دلفريب

عاقبت پيروزيِ خود را ميسّر مي‌كنند

جلوه‌هاي دلبران و سروران الحق خوش  است

ليك چون دقت كني، «آرش»! تو را ... مي‌كنند

 

زین دایره مینا خونین جگرم می ده

زین دایره مینا خونین جگرم می ده

 472

انسانِ اولیه، امید را از نخستین شبی شناخت، که اولین صبحِ خلقت، خورشید رخشان را، چونان سیبِ سرخی از شاخه ی نور،سوی دهانه ی غار سرد وتاریک او فرو فرستاد، که آن جانِ تازه تپنده را، بصیرتِ ادراکِ کرامتی بیاموزد که تنها از ((آنِ)) آسمان است.

اکنون بعد از هزاره ها از آن نخستین شب، انسان امروز، همچنان وارثِ همان ادراکِ سبزوُ روشن است؛ و همچنان چشم به آن درختِ نامعلوم دارد، و آن شاخه ی نور، و آن سیبِ سرخ آتشین، که جان وُ جهانش را،شکفته میدارد.

اما هفت اقلیمِ زمین را، هم، خورشیدِ پا در راهی ست که صبحِ صادق ش را، گلدسته های گُلِ محمدی، بشارت داده اند؛ صبحی که از شش جهتِ عالم، در رنگزارِ جهان، طلوع خواهد کرد، تا بهارِ بی خزانِ عشق وُ عدالت را ارمغانِ نَفَس های سبزِ منتظرانی کند، که روزِ موعودِ ظهورِ تابانش را، سالیانِ درازی، به دعا نشسته اند.

طومارِ این انتظارِ پُر امید، به درازای ظلمتِ جهل وُ غفلت است ، به درازیِ ظلمی که تا امروز، به عالم وُ آدم، رَوا شده است.

انسانِ موٌمن، در گذرِ تاریخ، همیشه منتظر بوده است. همیشه یقین داشته که نجات دهنده ای می آید که آغازِ عدلِ او، پایانِ تمامِ بی عدالتی هاست. پایانِ تمامِ آنچه که عشق، صلح، دوستی، برابری و برادری را از بشریتِ مظلوم، دریغ کرده است.

 آری، زمان را، انتظار، معنی می دهد. انتظارِ آمدنِ او ،که در هر گامِ مبارکش، نرگستانی از عشق می روید.

او که نان و سیب را به تساوی تقسیم می کند… وَآرامش وُ آسایش را… وَ شادی وُ آزادی وُ آبادی را … وَ هر آنچه را که خیروُ برکت، نام دارد  …

نیت خیر مگردان که مبارک فالی ست.

نیت خیر مگردان که مبارک فالی ست.

علامت-سوال

دکتر احمد توکلی نماینده نامدار اصول گرای مجلس در پایان سه دوره نمایندگی در مجلس(هفتم تا نهم) در بخشی از بیانیه خداحافظی خود از ملت ، مصمّمانه از تاسیس نهاد مردمی و مدنی تحت عنوان «دیده بان شفافیت و عدالت» جهت مبارزه با مفاسد سیستماتیک مالی در کشور خبر داد.

فارغ از نیت خوانی ها، انگیزه ها و کار آمدی این تصمیم باید همنظرانه و همدلانه گفت : «نیّت خیر مگردان که مبارک فالی ست» اینکه چرا جامعه ایرانی و اسلامی ما قریب به چهار دهه از عمر خود ، پس از آن همه تکاپوها ، امروز بعضاً به چنین ورطه ای در غلطیده است ؟! ظاهراً حاجت تقریر و بیان اینهمه نیست. در اینجا نیازی نیست که ما به تهران و استان های دیگر بنگریم . در همین استان خودمان هم می توان دید که چگونه ، افرادی که تا دیروز آه در بساط ، نداشته اند به جهت پاره ای از گاوبندی های اقتصادی با فلان وکیل یا وزیر و .. به ثروت های نجومی چنگ افکنده اند ! تاجایی که فرزندانشان سوار بر پورشه و بنز در اینجا و آنجا جولان می دهند!

از فساد، فساد می زاید و پیامدهای اپیدیمیک آن دامن همه ی ساحت های جامعه را فرا می گیرد ، پدیده آقازاده ها ، پول شویی ، و .. هنوز پدیده ای خطرناک در جامعه ماست . امروز فساد مالی و پولی به اشکال مختلف به مثابه سرطانی مخوف ، خون جامعه ما را می مکد. مردم جان فرسوده از این وضعیت ناراضیند.پس چرا در مبارزه با این همه اختلاس و ارتشاء اهتمام و جدیتی دیده نمی شود ؟

با هر منطق و گزاره ای با چنین شرایط شکننده ای باید به بهاء و بهانه های مختلف پرچم مبارزه با مفاسد سیستماتیک اقتصادی را در اقصی نقاط کشور بر افراشته نگه داشت . نمی توان با فساد روز افزون مالی تعارف نمود نباید گذاشت این مار اژدها و بلکه ، اژدهاتر شود ! هیچ اصولی ، اصولی تر از اصول مبارزه با ظلم اقتصادی نیست . دالّ مرکزی گفتمان مهدویت نیز چیزی جز این نیست . مهدی(عج) موعود می آید تا بساط این همه خودکامگی های ویرانگر اقتصادی را برچیند.

امید آن می رود به شیوه های قانونی ، علمی و روشمند، جلوی فساد سیستماتیک بر آمده از اقتصاد نفتی ، گرفته شود .

 

هر گلی نو که در جهان آید

                                  ما به عشقش هزار دستانیم