توسعه سیاسی و ازتیاط آن با شورای شهر

توسعه سیاسی و ازتیاط آن با شورای شهر

بسياري از نظريه پردازانِ پيشين علوم اجتماعي، توسعه دموكراتيك جهان سوم را در گرو گسترشِ كمي نهادهاي مردمي مي پنداشتند و معتقد بودند كه اين نهادها با تمركززدايي از قدرت و واگذاري اداره امور جامعه به دست مردم، زمينه ساز توسعه سياسي و گذارِ دموكراتيك در جهان سوم مي شوند. 
اين الگوي تقليل گرايانه ي توسعه سياسي، بدون توجه به زمينه هاي فرهنگي و تاريخي، در برخي از كشورهاي اين حوزه عملياتي شد، اما ميوه تلخ آن هرج و مرج و اقتدارگرايي بود. گسترش كمي نهادهاي دموكراتيك بدون وجود زمینه‌های فرهنگی لازم در این جوامع، نه تنها دموكراسي را گسترش نداد بلكه نظام‌هاي اقتدارگرا را در قالب دموكراسي‌هاي نمايشي نهادينه كرد.
 دانشوران علوم سياسي و اجتماعي با مشاهده اين تجربه  ناموفق و پژوهش‌های عمیق اجتماعی در جوامع جهان سومی دريافتند كه فرهنگ سنتي، مانع اصلي كارآمدي نهادهاي دموكراتيك و توسعه سياسي در این بخش از جهان است. از آن پس بود که مطالعات فرهنگي و فرهنگ سياسي در كانون توجه بسياري از نظريه‌پردازان قرار گرفت و آموزش سياسي شهروندان بر نهادسازي دموکراتیک تقدم يافت. ماحصل چنين روندي طرح اين انديشه بود؛ "نظام دموكراسي برآمده از شهروندان مدرن است."
شوراي‌های شهر و روستا در ایران، به عنوان يك نهاد دموكراتيكِ شهري، از سابقه ديرينه‌اي برخوردارند. تشكيل چنين نهادهایي به سالهاي آغازين مشروطه و «انجمن بلديه» باز مي‌گردد. اما كوتاه زماني پس از شكل‌گيري و فعاليت، دامنه اختياراتشان محدود شد و عملكردشان در سايه سنگين حكومت مركزي قرار گرفت. بروز و تداوم این محدوديت ريشه در دو عامل اصلی دارد؛ نگراني حكومت‌های مركزي از پراكندگي قدرت و وجود نهادهاي موازي در سياست‌گذاري‌هاي فرهنگي، اقتصادي، آموزشي، بهداشتي و محيط زيست. در سال‌هاي اخير ورود افراد غيرمتخصص، فقدان سازوكارهاي نظارتي مناسب و سياست‌زدگي اعضاي شوراي شهر، از كارايي و مطلوبيت اين نهاد شهري بيش از پيش كاسته است.
اما در كنار ضعف‌هاي پيش گفته، فرهنگ سنتي و عشيره‌اي جامعه ايران، شوراي شهر و روستا را از محتواي دموكراتيك آن خالي كرده است، به گونه‌اي كه بسياري از پژوهشگران، فرهنگ را مهمترین عامل ناكارآمدي این نهاد شهری قلمداد کرده‌اند. در فرهنگ سنتي، تلقي از شهر محدود به طايفه و عشيره است، مبناي انتخاب پيوندهاي قومي و قبيله‌اي است، تلقي از اعضاي شوراي شهر دزد و فاسد است، ارادت و نشان دادن اهليت جانشين كارامدي است، ابزار پيشبرد امور تملق است، سركوب روش حل اختلاف است، تخريب جايگزين رقابت است، ائتلاف با خودي‌ها روشي مرسوم براي از ميدان بدر كردن رقيب است و از كوره در رفتن واکنشی رایج در برابر انتقاد است.

اين ويژگي‌هاي شخصيتي كه فرهنگ سياسي ما را ساخته‌اند مانعي مهم در كارآمدي و اثر بخشي نهاد شوراي شهرند. توسعه دموكراتيكِ جامعه ايران مستلزم دگرديسي اين فرهنگ عشيره‌اي است. وجود نهادهاي دموكراتيك بدون عقلانيت فرهنگي منجر به توسعه سياسي و گذار دموكراتيك نخواهد شد. اگر جامعه ايران عزم توسعه سياسي داشته باشد بايد عقلانيت فرهنگي را جايگزين فرهنگ سنتي و عشيره‌اي كند. عقلانيت فرهنگي برخلاف فرهنگ سنتي، انتخاب بر مبناي خويشاوندي، قوميت، ثروت و شهرت را نمي‌پذيرد، براي اصلي‌ترين حقوق انتخاب كنندگان يعني «نظارت» و «پرسش‌گري» احترام ويژه‌اي قائل است، معيار اصلي انتخاب را تخصص و كارآمدي مي‌داند، پيش از پذيرش شعارها و برنامه‌هاي يك نامزد تحقق آنها را امكان سنجي مي‌كند و نقد منصفانه را با آغوش باز پذيراست.

 

سناریوهای چهارگانه رییس جمهور دولت دهم

سناریوهای چهارگانه رییس جمهور دولت دهم

 احمدی نژاد: رمز حمله به دولت قبل حمله مستقیم به اصل انقلاب است

 

سناريوي اول: گرفتن صلاحيت بقايی

يكي از نخستين سناريوهايي كه از ثبت‌نام محمود احمدي‌نژاد در انتخابات رياست‌جمهوري به نظر مي‌رسد تلاش او براي گرفتن تاييد صلاحيت حميد بقايي است. اين را شايد بتوان از همان جمله «من براي حمايت از آقاي بقايي در انتخابات ثبت نام كرده‌ام» برداشت كرد. حمايت احمدي‌نژاد از بقايي آن هم با ثبت نام در انتخابات فقط مي‌تواند اين معني را بدهد كه احمدي‌نژاد مي‌داند بقايي رد صلاحيت مي‌شود پس براي دفاع خودش به ميدان مي‌آيد، در انتخابات ثبت نام مي‌كند و بعد شايد پيغامي براي شوراي نگهبان بفرستد كه در صورت تاييد صلاحيت بقايي خودش از ميدان انتخابات كنار مي‌رود.

اين احتمال روز گذشته در فضاي مجازي و رسانه‌اي به‌شدت دست به دست مي‌شد كه تنها شرط كنار رفتن احمدي‌نژاد از اين عرصه تاييد صلاحيت بقايي است. همين هم باعث شده است كه نتايج بررسي صلاحيت‌هاي داوطلبان انتخابات رياست‌جمهوري كه چند روز ديگر تازه آغاز مي‌شود به‌شدت به چشم بيايد كه شوراي نگهبان در برابر حميد بقايي كه سخنگوي كميسيون اصل نود مجلس گفته است پرونده مفتوح و حكم انفصال از خدمت دارد چه تصميمي مي‌گيرد. احمدي‌نژاد با همه هياهويي كه در مورد پرونده پاك حميد بقايي در ماه‌هاي اخير به راه انداخته است به خوبي مي‌داند كه خبري از تاييد صلاحيت براي مرد شماره ٣ پايگاهش نيست، پس خودش هم به ميدان آمده است. پيش از اين در انتخابات رياست‌جمهوري سال ٩٢ اسفنديار رحيم‌مشايي كه سابقه بازداشت و پرونده قضايي را نداشت به عنوان رجل سياسي انتخاب نشده بود. حتي در آن ميان كانديداهايي هم از جناح اصولگرا بودند كه داراي صلاحيت حضور در انتخابات رياست‌جمهوري شناخته نشدند. همه اين موارد باعث شده است كه اين احتمال در اذهان به وجود بيايد كه تاييد صلاحيت حميد بقايي در اين عرصه شدني نيست اما بايد ديد با آمدن محمود احمدي‌نژاد به عرصه انتخابات در اين تصميم شوراي نگهبان خللي وارد مي‌شود يا خير؟

سناريوي دوم: برهم زدن جبهه اصولگرايي

سناريوي دوم اما اين است كه احمدي‌نژادي‌ها به ميدان آمده‌اند تا بازار راي اصولگرايان را بر هم بزنند. حضور احمدي‌نژاد در عرصه انتخابات ضرر آنچناني براي پايگاه راي حسن روحاني ندارد اما براي پايگاه راي ابراهيم رييسي يا ساير كانديداهاي اصولگرا مي‌تواند يك خطر باشد. آنهايي كه در ميان دو قطبي «رييسي» و «ساير كانديداهاي اصولگرا» مانده بودند شايد حالا با آمدن احمدي‌نژاد و تاييد صلاحيت احتمالي او به سمت او بچرخند. در اين ميان اما احمدي‌نژاد اين را خوب مي‌داند كه بعد از آمدنش به عرصه انتخابات درست پس از نهي مقام معظم رهبري اقبالي در ميان نيروهاي سياسي اصولگرا ندارد، در ميان اصلاح‌طلبان و اعتداليون هم كه تكليف روشن است پس در اين ميان او مي‌تواند با دادن شعارهاي مردم‌پسند كه در طول مبارزات انتخاباتي (در صورت تاييد صلاحيت) بدهد بازهم سبد راي اصولگرايان را دچار تزلزل كند اما اين شعارها تغييري در سبد راي حسن روحاني ايجاد نخواهد كرد.

سناريوي سوم: آمده‌ايم، پس هستيم

احمدي‌نژاد در تمام سال‌هاي اخير نشان داده است كه ساختارشكني را دوست دارد. فرقي ندارد كه نوع اين ساختارشكني يك خانه‌نشيني ١١ روزه‌اي باشد كه تمام سياستمداران وقت آن را واقعي مي‌دانند و خود او غيرواقعي. حتي فرقي ندارد كه اين ساختارشكني تمسخر ٢٩٠ نماينده مجلس وقت در جلسه سوال از رييس‌جمهور باشد يا نه. احمدي‌نژاد هميشه ساختارشكني را دوست داشته است. اگر به او گفتند مشايي معاون اولش نباشد، تمام تلاشش را كرد تا او در همين پست باشد. اگر به او هشدار داده شد كه سعيد مرتضوي را به عنوان رييس سازمان تامين اجتماعي انتخاب نكند او را نگه داشت و حتي در زماني كه وزير كارش را به دليل مرتضوي استيضاح كردند به جلسه استيضاح با سي‌دي كه خودش آن را افشاگري از برادر رييس قوه مقننه مي‌دانست، رفت. به او گفتند با مشايي رابطه نداشته باشد و او در تمام اين سال‌ها مشايي را نفر دوم تشكيلات خودش دانست. حالا به او گفته شده بود كه كانديداي انتخابات رياست‌جمهوري دوازدهم نشود. اگر همه آن را يك «نهي» مي‌دانستند او اما اين را تنها يك «توصيه» مي‌دانست. همين هم شد كه ديروز نه تنها معاون سابقش را براي ثبت‌نام تا وزارت كشور همراهي كرد كه خودش هم وارد گود انتخابات شود. اما چرا احمدي‌نژاد ساختارشكني را دوست دارد؟ همه برنامه‌هاي او نشان مي‌دهد كه نمي‌خواهد تنها يك «رييس دولت سابق» باشد و نمي‌خواهد كه به اين راحتي‌ها فراموش شود. اين تلاش براي فراموش نشدن را از همان فرداي پايان دولتش نشان داد. از همان جايي كه براي خودش سخنراني‌هاي هفتگي ترتيب مي‌داد يا آنكه سفرهاي استاني مي‌رفت. ابتداي كار مبهم حرف مي‌زد همان «بهار» و «بازخواني خط امام» اما تنها كاري كه در اين ميان نشد بازخواني خط امام بود. بازخواني خط امام از همان روزهاي ابتدايي برنامه‌ريزي‌اي بود براي رسيدن به همين روز. بهاري كه آنها دنبالش بودند همين بهاري بود كه سكانس اصلي نمايش احمدي‌نژادي‌ها بود براي آنكه تنها يك رييس دولت نباشد. احمدي‌نژادي‌ها براي آينده برنامه‌هاي مهمي دارند كه شايد در آن اين ساختارشكني‌ها به كارشان بيايد.

سناريوي چهارم: سكوت يا حمايت از نامزد سايه

 احمدي‌نژاد پا به بازي‌اي گذاشته است كه شايد با محاسبات خود او از هر طرف برايش سود داشته باشد. اما اگر احمدي‌نژاد هم همراه با بقايي رد صلاحيت شود چه خواهد شد؟ اگر احمدي‌نژاد رد صلاحيت شود، مشخص نيست كه او كار را به يك بيانيه خطاب به پايگاه رايي كه او معتقد است به اصرار آنها وارد عرصه انتخابات شده است رضايت مي‌دهد يا اينكه سكوت كند. هرچه كه هست بي‌شك آنها براي رد صلاحيت شدن هم برنامه دارند، هرچند كه مي‌گويند دليلي براي رد صلاحيت‌شان وجود ندارد. اما در اين ميان شايد محمود احمدي‌نژاد از يك گزينه ديگري كه در بي‌خبري و بدون حاشيه در انتخابات ثبت‌نام مي‌كند، حمايت كند. گزينه‌اي از ميان اصولگرايان كه از همان سال گذشته خبر از ديدارهاي احمدي‌نژاد با او هم آمده بود اما حمايت علني نشد تا شايد گزينه مورد حمايت آنها از همين حالا لو نرود.