خوش باش که ظالم نَبرد بار به منزل
خوش باش که ظالم نَبرد بار به منزل

شنيدهايم سنگ پراني ميكردند.
آتش زدنهاي عصر عاشورا را كه ديگر همه شنيدهاند.
پيشترها شنيده بودم مسجدي با نام ضرار ساختند تا آنچه پيامبر در مسجد مسلمين ميآموزد و ميگويد تحتالشعاع قرار گيرد.
انگار همين روزها بود كه به نام خونخواهي از عثمان، پيراهنش شده بود مظهر تسويه حساب با علي(ع) و چه درايتي نمود مولي كه فرزندان خود را براي نگهباني از جسد عثمان به ميدان فرستاد و چه تيزبيني به خرج داد مولي كه دستور داد مراسم با شكوهي براي خليفه ناحق مسلمين بگيرند.
هم آنها كه خود با زور شمشير و با وجود مقاومت امير مؤمنان، علي(ع) را بر كرسي امامت مسلمين نشاندند،هم اينكه به واسطه عدل علوي دست خود را از دنيا كوتاه ديدند، انواع و اقسام جنگها را ترتيب دادند تا علي(ع) به جاي انديشيدن به مسلمين و جامعه اسلامي درگير مبارزه با ناكثين و... گردد؛ و دريغ و افسوس تاريخ براي ما آيندگان بماند كه چرا مظهر دانش ازلي و ابدي نتوانست حكومت اسلامي را برقرار كند، آنهم در مواجهه با فريبخوردگان زر و زور و تزوير.
بازخواني تاريخ نشان ميدهد كه شمرـلعنتالله عليه- در جنگهايي در كنار علي بوده است ، آنهم به واسطه مطامع دنيايي و بر اساس نسبهاي فاميلي، اما آنگاه كه حقيقت گم ميشود فرمانده سپاه علي(ع) ميشود قاتل فرزند صالح او.
آنچه از تاريخ گفتيم ذرهاي از خروارها نمونههاي تاريخي است كه كساني به اسم آخرت و به رسم دنيا بر عدالت خروج نمودهاند.
تاريخ را فقط براي دانستن ننوشتهاند، كه درس گرفتن از تاريخ مهمتر از حفظ كردن برخي سالها و اسمهاست،
تكرار تاريخ اگرچه درس بزرگي است اما پيشگيري از برخي تكرارهاي ناپسند درس بزرگتري است.
به هر حال تاريخ اسامي بسياري را به خاطر خواهد سپرد كه آيندگان در موردشان قضاوت خواهند كرد ، آيندگاني كه بواسطه نبودن در ميدان دنياخواهي، قدرت تصميم گيري بهتري دارند و در غبار سفسطه بافيهاي اهالي زر و تزوير گرفتار نيستند ، آنان كه براي چرب و شيرين ناماندگار دنيا و برای ابلاغهای کاغذی که کمتر از یک ماه از ارزشش نمانده ویا در مقابل برج نشین های چهارساله دو هفته مانده،بر وجدان خود خروج كردهاند و آنان كه در گودال دنياطلبي، قاتل حقیقت بوده و هستند، در قضاوت تاريخ شناسنامهدار خواهند شد ، هر چند كه در اين روزهاي سخت تصميم گيري خود را حق دانستند و ديگران را باطل.
آيندگان در تاريخ با اسمها، مرامها را به خاطر ميآورند و اتفاقاتي را گوشزد خواهند كرد كه آفتابها را از پشت ابر ندانستنها بيرون راندهاند،
افسوس كه از این غضنفرهای پلاسیده در پشت سر ابلاغهای تاریخ گذشته و ابلاغ سواران چند ده روز مانده در آن روزهاي هويدا شدن مردان نامرد ،نامی جز کوتوله،اخراجی،غضنفر،دزد و.... نخواهد بود وشاید از طناب جد بزرگشان بر اینها هم صله ای برسد و خلاصی یابند!!
طعنه ی خلق و جفای فلک و جور رقیب
همه هیچند اگر، یار موافق باشد
مـدرس دانشــگـاه